optimistically

[ایالات متحده]/ɔptə'mistikli/
[بریتانیا]/ɑptəˈmɪstɪklɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طرز خوشبینانه یا امیدوارکننده; با نگرش مثبت

جملات نمونه

A beautiful life is like a clear brook, runs forever to the ocean, indomitably and optimistically, till the last drop.

یک زندگی زیبا مانند یک جویبار زلال است که تا اقیانوس به طور مداوم، با اراده و خوش‌بینی، تا آخرین قطره پیش می‌رود.

She optimistically believes that everything will work out in the end.

او با خوش‌بینی باور دارد که در نهایت همه چیز درست خواهد شد.

He optimistically applied for the job, hoping for the best.

او با خوش‌بینی برای شغل درخواست داد و امیدوار بود بهترین نتیجه را بگیرد.

They optimistically planned for a successful future together.

آنها با خوش‌بینی برای آینده‌ای موفقیت‌آمیز با هم برنامه‌ریزی کردند.

Despite the challenges, she continues to optimistically pursue her dreams.

با وجود چالش‌ها، او همچنان با خوش‌بینی به دنبال تحقق رویاهایش ادامه می‌دهد.

The team optimistically prepared for the upcoming competition.

تیم با خوش‌بینی برای مسابقه آینده آماده شد.

He optimistically views every setback as an opportunity for growth.

او هرگونه پسرفت را با خوش‌بینی به عنوان فرصتی برای رشد می‌بیند.

Even in difficult times, she optimistically maintains a positive attitude.

حتی در زمان‌های سخت، او با خوش‌بینی نگرشی مثبت را حفظ می‌کند.

The students optimistically tackled the challenging assignment together.

دانشجویان با خوش‌بینی با هم وظیفه چالش‌برانگیز را انجام دادند.

Despite the odds, he optimistically believes in achieving his goals.

با وجود شانس‌های کم، او با خوش‌بینی به دستیابی به اهداف خود باور دارد.

She optimistically faces each new day with a smile.

او با خوش‌بینی هر روز جدید را با لبخند مواجه می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید