negatively

[ایالات متحده]/'neɡətivli/
[بریتانیا]/ˈn ɛɡətɪvlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای که انکار، بدبینی یا مخالفت را نشان می‌دهد؛ با بار منفی؛ به گونه‌ای که عدم تایید یا انتقاد را پیشنهاد می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

negatively charged

منفی بار

جملات نمونه

Electrons are negatively charged with electricity.

الکترون‌ها دارای بار منفی با الکتریسیته هستند.

Electrons are negatively charged with electricity,protons are positively charged.

الکترون‌ها دارای بار منفی با الکتریسیته هستند، پروتون‌ها دارای بار مثبت هستند.

the negatively charged ions attract particles of dust.

یون‌های بار منفی ذرات گرد و غبار را جذب می‌کنند.

Housework is negatively valued as a retreat from a disliked alternative— employment work.

کارهای خانه به عنوان یک فرار از یک جایگزین ناخوشایند - کار - ارزش منفی دارد.

In the wash solution, these positively charged cationics adsorb to the negatively charged surface of fabrics.

در محلول شستشو، این یون های مثبت باردار به سطح دارای بار منفی پارچه ها جذب می شوند.

Negatively, the external effect may cause misguidance to the public, transferring vulgar culture, blind worship and inferior values.

به طور منفی، اثر خارجی ممکن است باعث گمراهی مردم شود، فرهنگ مبتذل، تعصب کورکورانه و ارزش‌های پایین را منتقل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید