opulence

[ایالات متحده]/ˈɒpjələns/
[بریتانیا]/ˈɑːpjələns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ثروت عظیم یا لوکس بودن

جملات نمونه

The opulence of the palace was breathtaking.

شکوه و جلال کاخ نفس‌گیر بود.

She lived a life of opulence and luxury.

او زندگی پر از شکوه و تجمل و لوکس بود.

Opulence and extravagance were evident in every detail of the event.

شکوه و غنا در تمام جزئیات رویداد آشکار بود.

The opulence of the hotel impressed the guests.

شکوه هتل مهمانان را تحت تاثیر قرار داد.

Opulence is often associated with wealth and power.

شکوه اغلب با ثروت و قدرت مرتبط است.

The opulence of the decorations added to the grandeur of the ballroom.

شکوه تزئینات به شکوه و عظمت سالن رقص افزود.

Opulence can sometimes be seen as a symbol of success.

شکوه گاهی اوقات می تواند به عنوان نمادی از موفقیت دیده شود.

The opulence of the feast was beyond imagination.

شکوه سفره به فراتر از تصور بود.

Opulence in art can evoke different emotions in viewers.

شکوه در هنر می تواند احساسات مختلفی را در بینندگان برانگیزد.

Despite the opulence of the surroundings, she felt a sense of emptiness.

با وجود شکوه محیط، او احساس پوچی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید