austerity

[ایالات متحده]/ɒˈsterəti/
[بریتانیا]/ɔːˈsterəti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سختی; شدت; خشونت سادگی; صرفه‌جویی; سخت‌گیری; خودداری

عبارات و ترکیب‌ها

austerity measures

سیاست‌های ریاضتی

economic austerity

ریاضت اقتصادی

austerity policies

سیاست‌های ریاستی

جملات نمونه

he was noted for his austerity and his authoritarianism.

او به دلیل قناعت و اقتدارگرایی‌اش شناخته می‌شد.

A peculiar austerity marked his judgments of modern life.

یک قناعت عجیب قضاوت‌های او درباره زندگی مدرن را مشخص می‌کرد.

Wartime austerities included food rationing and shortage of fuel.

قناعت‌های جنگی شامل تخصیص مواد غذایی و کمبود سوخت می‌شد.

his uncle's austerities had undermined his health.

قناعت‌های عموی او باعث تضعیف سلامتی‌اش شده بود.

Use in the dark color: standard color is adopted terse white, which possesses qualities of austerity, bluffness and purity.

در رنگ تیره استفاده شود: رنگ استاندارد، سفید مختصر است که دارای ویژگی‌های قناعت، صداقت و خلوص است.

Enduring patience is the highest austerity. "Nibbana is supreme," say the Buddhas. He is not a true monk who harms another, nor a true renunciate who oppresses others.

صبر پایداری بالاترین قناعت است. بوداها می‌گویند: «نیروانا برتر است». او راهب واقعی نیست که به دیگری آسیب برساند، و او منزوی واقعی نیست که دیگران را سرکوب کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید