social outcasts
دورافتادگان اجتماعی
outcasts unite
دورافتادگان متحد شوند
cast outcasts
دورافتادگان را طرد کنید
outcasts society
جامعه دورافتادگان
outcasts group
گروه دورافتادگان
outcasts welcome
خوش آمدید به دورافتادگان
outcasts thrive
دورافتادگان شکوفا شوند
outcasts rise
دورافتادگان سر بلند شوند
embrace outcasts
دورافتادگان را در آغوش بگیرید
outcasts voice
صدای دورافتادگان
many outcasts struggle to find acceptance in society.
بسیاری از طردشدگان برای یافتن پذیرش در جامعه تلاش میکنند.
outcasts often form their own communities.
طردشدگان اغلب جوامع خود را تشکیل میدهند.
she felt like an outcast in her new school.
او در مدرسه جدیدش احساس کرد که یک طردشده است.
the novel tells the story of a group of outcasts.
این رمان داستان گروهی از طردشدگان را روایت میکند.
outcasts can sometimes be the most creative individuals.
طردشدگان گاهی اوقات میتوانند خلاقترین افراد باشند.
he was labeled an outcast after his controversial opinions.
او پس از انتشار نظرات جنجالیاش به عنوان یک طردشده شناخته شد.
outcasts often face discrimination and prejudice.
طردشدگان اغلب با تبعیض و تعصب روبرو هستند.
finding a place for outcasts in society is essential.
یافتن جایگاهی برای طردشدگان در جامعه ضروری است.
many outcasts have unique perspectives on life.
بسیاری از طردشدگان دیدگاههای منحصر به فردی نسبت به زندگی دارند.
support groups can help outcasts feel less isolated.
گروههای حمایتی میتوانند به طردشدگان کمک کنند تا احساس انزوا کمتری کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید