outcasts

[ایالات متحده]/ˈaʊtkɑːsts/
[بریتانیا]/ˈaʊtˌkæsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که رد شده‌اند یاExcluded شده‌اند؛ کسانی که تبعید شده‌اند
v. رها کردن یا اخراج کردن

عبارات و ترکیب‌ها

social outcasts

دورافتادگان اجتماعی

outcasts unite

دورافتادگان متحد شوند

cast outcasts

دورافتادگان را طرد کنید

outcasts society

جامعه دورافتادگان

outcasts group

گروه دورافتادگان

outcasts welcome

خوش آمدید به دورافتادگان

outcasts thrive

دورافتادگان شکوفا شوند

outcasts rise

دورافتادگان سر بلند شوند

embrace outcasts

دورافتادگان را در آغوش بگیرید

outcasts voice

صدای دورافتادگان

جملات نمونه

many outcasts struggle to find acceptance in society.

بسیاری از طردشدگان برای یافتن پذیرش در جامعه تلاش می‌کنند.

outcasts often form their own communities.

طردشدگان اغلب جوامع خود را تشکیل می‌دهند.

she felt like an outcast in her new school.

او در مدرسه جدیدش احساس کرد که یک طردشده است.

the novel tells the story of a group of outcasts.

این رمان داستان گروهی از طردشدگان را روایت می‌کند.

outcasts can sometimes be the most creative individuals.

طردشدگان گاهی اوقات می‌توانند خلاق‌ترین افراد باشند.

he was labeled an outcast after his controversial opinions.

او پس از انتشار نظرات جنجالی‌اش به عنوان یک طردشده شناخته شد.

outcasts often face discrimination and prejudice.

طردشدگان اغلب با تبعیض و تعصب روبرو هستند.

finding a place for outcasts in society is essential.

یافتن جایگاهی برای طردشدگان در جامعه ضروری است.

many outcasts have unique perspectives on life.

بسیاری از طردشدگان دیدگاه‌های منحصر به فردی نسبت به زندگی دارند.

support groups can help outcasts feel less isolated.

گروه‌های حمایتی می‌توانند به طردشدگان کمک کنند تا احساس انزوا کمتری کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید