exclude

[ایالات متحده]/ɪkˈskluːd/
[بریتانیا]/ɪkˈskluːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. رد کردن; طرد کردن; اجازه ورود ندادن; اخراج کردن

عبارات و ترکیب‌ها

exclude from

حذف کردن

exclude certain individuals

حذف افراد خاص

exclude unauthorized access

حذف دسترسی غیرمجاز

exclude any liability

حذف هرگونه مسئولیت

جملات نمونه

exclude sb. from a position

حذف کردن یا کنار گذاشتن کسی از یک موقعیت

apply flux to exclude oxygen.

برای حذف اکسیژن، فلوکس را اعمال کنید.

exclude the possibility of

حذف احتمال

exclude sb. (from) getting in

جلوگیری از ورود یا حضور کسی

exclude immigrants from a country

حذف مهاجران از یک کشور

the law of excluded middle

قانون حذف میانه

a jar sealed to exclude outside air; an immigration policy that excludes undesirables.

یک پارچه در بسته برای جلوگیری از ورود هوا؛ یک سیاست مهاجرتی که افراد نامطلوب را حذف می‌کند.

these Acts exclude the deer and commonable cattle.

این قوانین گوزن‌ها و گاوهای علفی را حذف می‌کنند.

the sense of family togetherness was strong and excluded neighbours.

حس همبستگی خانوادگی قوی بود و همسایگان را حذف می‌کرد.

Closing the windows excludes street noises.

بستن پنجره‌ها سر و صدای خیابان را حذف می‌کند.

The university had no right to exclude the student from the examination.

دانشگاه حق نداشت دانشجو را از امتحان حذف کند.

Nobody can be excluded from blame.

هیچ کس نباید از سرزنش حذف شود.

The court excluded the improperly obtained evidence.

دادگاه شواهد به‌دست‌آمده به طور نامناسب را حذف کرد.

The court excluded the confession wrongly obtained by the police.

دادگاه اعترافی که به طور نادرست توسط پلیس به‌دست‌آمده بود را حذف کرد.

women had been excluded from many scientific societies.

زنان از بسیاری از انجمن‌های علمی حذف شده بودند.

clauses seeking to exclude liability for loss or damage.

مواردی که به دنبال حذف مسئولیت در قبال خسارت یا آسیب هستند.

higher education continues to exclude and marginalize female students.

آموزش عالی همچنان دانشجویان زن را حذف و حاشیه می‌رود.

They excluded people under 18 from joining the club.

آنها افراد زیر 18 سال را از عضویت در باشگاه حذف کردند.

We can exclude the possibility of total loss from our calculations.

ما می‌توانیم احتمال از دست دادن کامل را از محاسبات خود حذف کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید