marginalized communities
جامعههای به حاشیه رانده شده
marginalized groups
گروههای به حاشیه رانده شده
marginalized voices
صدای به حاشیه رانده شده
marginalized position
موقعیت به حاشیه رانده شده
marginalized people
افراد به حاشیه رانده شده
historically marginalized
به حاشیه رانده شده از نظر تاریخی
the marginalized communities often face systemic discrimination.
جامعههای به حاشیه رانده شده اغلب با تبعیض سیستماتیک روبرو هستند.
marginalized groups need greater access to healthcare and education.
گروههای به حاشیه رانده شده به دسترسی بیشتر به مراقبتهای بهداشتی و آموزش نیاز دارند.
his research focused on the experiences of marginalized youth.
تحقیقات او بر روی تجربیات جوانان به حاشیه رانده شده متمرکز بود.
the report highlighted the challenges faced by marginalized women.
گزارش چالشهایی را که زنان به حاشیه رانده شده با آن روبرو هستند، برجسته کرد.
we must amplify the voices of the marginalized and vulnerable.
ما باید صدای به حاشیه رانده شده و آسیب پذیران را تقویت کنیم.
the government implemented policies to support marginalized populations.
دولت سیاستهایی را برای حمایت از جمعیتهای به حاشیه رانده شده اجرا کرد.
marginalized individuals are often excluded from decision-making processes.
افراد به حاشیه رانده شده اغلب از فرآیندهای تصمیم گیری حذف می شوند.
the film portrays the struggles of a marginalized ethnic group.
فیلم به تصویر کشیدن مبارزات یک گروه قومیتی به حاشیه رانده شده است.
marginalized communities often lack political representation.
جامعههای به حاشیه رانده شده اغلب فاقد نمایندگی سیاسی هستند.
the project aims to empower marginalized farmers.
هدف پروژه توانمندسازی کشاورزان به حاشیه رانده شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید