exiles

[ایالات متحده]/ˈɛksaɪlz/
[بریتانیا]/ˈɛksaɪlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. مجبور کردن کسی به ترک کشورش
n. افرادی که مجبور به ترک کشورشان هستند

عبارات و ترکیب‌ها

political exiles

تبعیدکنندگان سیاسی

exiles community

جامعه‌ی تبعیدکنندگان

exiles return

بازگشت تبعیدکنندگان

exiles life

زندگی تبعیدکنندگان

exiles struggle

مبارزات تبعیدکنندگان

exiles support

حمایت از تبعیدکنندگان

exiles rights

حقوق تبعیدکنندگان

exiles identity

هویت تبعیدکنندگان

exiles history

تاریخ تبعیدکنندگان

exiles experience

تجربه‌ی تبعیدکنندگان

جملات نمونه

many exiles yearn for their homeland.

بسیاری از تبعیدیان دل به وطن خودی دارند.

the government offered support to the exiles.

دولت به تبعیدیان کمک کرد.

exiles often face challenges in adapting to new cultures.

تبعیدیان اغلب با چالش‌های سازگاری با فرهنگ‌های جدید روبرو هستند.

some exiles have formed communities abroad.

برخی از تبعیدیان جوامعی را در خارج از کشور تشکیل داده‌اند.

exiles can play a vital role in their country's future.

تبعیدیان می‌توانند نقش مهمی در آینده کشور خود ایفا کنند.

the stories of exiles are often filled with hardship.

داستان‌های تبعیدیان اغلب با سختی‌ها همراه است.

exiles may lose their cultural identity over time.

تبعیدیان ممکن است در طول زمان هویت فرهنگی خود را از دست بدهند.

some exiles become influential figures in their new countries.

برخی از تبعیدیان به چهره‌های تأثیرگذاری در کشورهای جدید خود تبدیل می‌شوند.

exiles often share their experiences through literature.

تبعیدیان اغلب تجربیات خود را از طریق ادبیات به اشتراک می‌گذارند.

the plight of exiles is a common theme in art.

وضعیت تبعیدیان یک موضوع رایج در هنر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید