outside

[ایالات متحده]/aʊt'saɪd/
[بریتانیا]/ˌaʊt'saɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. واقع در بیرون; مربوط به یا وابسته به سمت خارجی
n. سمت یا سطح خارجی
adv. در یا به سمت خارجی
prep. فراتر از مرزهای

عبارات و ترکیب‌ها

outside of

بیرون از

inside and outside

داخل و خارج

on the outside

در بیرون

go outside

بیرون برو

outside in

بیرون به داخل

at the outside

در بیرون

outside and in

بیرون و داخل

جملات نمونه

an outside door lock; an outside antenna.

قفل درب بیرونی؛ آنتن بیرونی

the outside traffic lane.

مسیر ترافیک بیرونی

an outside telephone line.

خط تلفن بیرونی

an outside estimate of the cost

یک تخمین بیرونی از هزینه

This is an outside estimate of the price.

این یک تخمین بیرونی از قیمت است.

Outside this door is the garage.

اینجا در این در، گاراژ است.

150 is an outside estimate.

150 یک تخمین بیرونی است.

They stood outside the door.

آنها در بیرون از در ایستادند.

outside my comfort zone.

خارج از محدوده آسایش من.

record the date on the outside of the file.

تاریخ را در قسمت بیرونی فایل ثبت کنید.

outside, the wind was as wild as ever.

بیرون، باد به همان اندازه همیشه وحشی بود.

It's outside my price range.

از محدوده قیمت من خارج است.

they went outside to slug it out.

آنها بیرون رفتند تا با هم کشتی بگیرند.

we sat outside in the sun.

ما بیرون در آفتاب نشستیم.

outside the context of

در خارج از بافت

knew little of the outside world.

دانش کمی از دنیای بیرون داشتند.

نمونه‌های واقعی

It is a bit chilly outside today.

امروز هوا کمی سرد است.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

With all this moisture, it feels very muggy outside.

با این میزان رطوبت، بیرون هوا بسیار شرجی است.

منبع: New English 900 Sentences (Basic Edition)

Such centers once sparked controversy outside China.

چنین مراکزی زمانی جنجال‌هایی را در خارج از چین ایجاد کرد.

منبع: CRI Online January 2019 Collection

Towering mountains separated her village from the world outside.

کوه‌های بلند، دهکده او را از دنیای بیرون جدا می‌کرد.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

The wind must be very strong outside.

باد باید خیلی قوی باشد بیرون.

منبع: Bedtime stories for children

The remains of these terrifying sea monsters were discovered in a quarry just outside Stuttgart.

بقایای این هیولاهای دریایی ترسناک در یک معدن در نزدیکی اشتوتگارت کشف شد.

منبع: PBS "Nature" documentary series

Hey, Sid and Nancy, will you two take it outside?

هی، سید و نانسی، آیا شما دو نفر آن را بیرون خواهید برد؟

منبع: Our Day This Season 1

They are rarely permitted outside their homes.

آنها به ندرت اجازه دارند از خانه‌هایشان خارج شوند.

منبع: This month VOA Special English

Put on your hat;it is cold outside.

کلاهت را بپوش؛ بیرون سرده.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book One.

Generally thick and you wear it outside.

معمولاً ضخیم است و آن را بیرون می‌پوشید.

منبع: IELTS Speaking Preparation Guide

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید