overhead

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈhed/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈhed/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در بالای، در سطح بالاتر، یا در قسمت بالایی
adv. در بالا، در آسمان، در سطح بالاتر
n. هزینه 운영 یک کسب و کار

عبارات و ترکیب‌ها

overhead costs

هزینه های سربار

overhead expenses

هزینه های سربار

overhead projector

پروژکتور سقفی

overhead storage

فضای ذخیره سازی سربار

overhead bin

جعبه سقفی

overhead lighting

نورپردازی سربار

overhead compartment

فضای بالای سر

overhead view

نمای بالای سر

overhead crane

جرثقیل سقفی

overhead door

در بالای سر

overhead transmission

انتقال سربار

overhead transmission line

خط انتقال سربار

overhead line

خط سربار

overhead cost

هزینه های سربار

factory overhead

سربار کارخانه

overhead light

نور سقفی

overhead power line

خط برق سربار

overhead road

جاده بالای سر

overhead system

سیستم سربار

overhead expense

هزینه سر بالای

general overhead

سربار عمومی

overhead travelling crane

جرثقیل متحرک سربار

no overhead

بدون سربار

جملات نمونه

plunge overhead into the water

سقوط به بالای سر در آب

the spiderweb of overhead transmission lines.

تارخانه خطوط انتقال برق بالای سر.

The overhead bird flew away.

پرنده بالای سر دور رفت.

an overhead cam four-cylinder engine.

یک موتور چهار سیلندر با میل سوپاپ بالا.

quality illustrations for overhead projection.

تصاویر با کیفیت برای پرتاب تصویر بالای سر.

overhead, the fan revolved slowly.

بالای سر، هواکش به آرامی می چرخید.

The seagulls circled overhead.

چاوشه‌ها بالای سر چرخیدند.

the stones overhead gleamed with phosphorescence.

سنگ‌های بالای سر با فسفورسنس می‌درخشیدند.

they rub along because their overheads are so low.

آنها به دلیل هزینه‌های بالای بسیار پایین خود پیش می‌روند.

Many stars overhead are invisible to the naked eye.

بسیاری از ستارگان بالای سر غیرقابل مشاهده با چشم غیرمسلح هستند.

The people in the room overhead were very noisy yesterday evening.

افرادی که در اتاق بالای سر بودند، شام دیروز بسیار پر سر و صدا بودند.

Heavy overheads reduced his profits.

هزینه‌های بالای زیاد سود او را کاهش داد.

The planes flew overhead with a low drone.

هواپیماها با صدای خروجی کم بالای سر پرواز کردند.

That city has decided to do away with overhead wires.

آن شهر تصمیم گرفته است که با سیم‌های بالای سر کنار بیاید.

Vultures circled overhead as the lions fed.

در حالی که شیرها غذا می‌خوردند، گوشکلاغ‌ها بالای سر چرخیدند.

The sky was bright and cloudless overhead, and the tops of the trees shone rosily in the sun.

آسمان بالای سر روشن و صاف بود و نوک درختان به طور صورتی در آفتاب می‌درخشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید