overkill

[ایالات متحده]/'əʊvəkɪl/
[بریتانیا]/'ovɚkɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. به طور افراطی کشتن
n. قدرت کشتن افراطی

جملات نمونه

Accept that your kill strategy may in fact be underkill, and what you think of as overkill may be just what you need.

بپذیرید که استراتژی کشتن شما ممکن است در واقع کم‌اثر باشد و آنچه شما آن را بیش از حد تصور می‌کنید، ممکن است دقیقاً همان چیزی باشد که نیاز دارید.

The security measures for the event were considered overkill.

اقدامات امنیتی برای این رویداد بیش از حد تلقی شدند.

Using a tank to kill a fly would be an overkill.

استفاده از یک تانک برای کشتن یک مگس، یک اقدام بیش از حد خواهد بود.

Her reaction to a minor mistake was an overkill.

واکنش او به یک اشتباه کوچک، یک اقدام بیش از حد بود.

Wearing a bulletproof vest to a casual dinner seems like overkill.

پوشیدن یک جلیقه ضد گلوله برای یک شام معمولی، یک اقدام بیش از حد به نظر می‌رسد.

The punishment for such a minor offense was an overkill.

مجازات چنین تخلف جزئی بیش از حد بود.

Using a flamethrower to light a candle is definitely overkill.

استفاده از یک چراغ شعله‌افکن برای روشن کردن یک شمع، قطعاً یک اقدام بیش از حد است.

The amount of makeup she wore was an overkill for a casual lunch.

مقدار آرایشی که استفاده کرد، برای یک ناهار معمولی بیش از حد بود.

Bringing a full medical kit for a simple hiking trip may be considered overkill.

همراه داشتن یک جعبه کمک‌های اولیه کامل برای یک سفر پیاده‌روی ساده ممکن است بیش از حد تلقی شود.

Hiring a team of lawyers for a minor traffic violation is an overkill.

استخدام یک تیم وکلای برای یک تخلف رانندگی جزئی، یک اقدام بیش از حد است.

The elaborate decorations at the party seemed like an overkill.

زینت‌های پیچیده در مهمانی بیش از حد به نظر می‌رسید.

نمونه‌های واقعی

The Kindle Oasis is probably a little bit overkill.

احتمالاً Kindle Oasis کمی اغراق‌آمیز است.

منبع: Cambridge top student book sharing

I wouldn't do this. It's barbaric overkill.

من این کار را انجام نمی‌دادم. این اغراق‌آمیز و وحشیانه است.

منبع: Rick and Morty Season 1 (Bilingual)

Professor Yeretzian says that amount of time is a little overkill.

پروفسور یرتزیان می‌گوید آن مقدار زمان کمی اغراق‌آمیز است.

منبع: Culinary methods for gourmet food

What's not entirely clear is why this tree went so overkill on the toxicity.

چه چیزی کاملاً واضح نیست این است که چرا این درخت آنقدر در مورد سمیت اغراق‌آمیز بود.

منبع: Scishow Selected Series

To bring sand to the beach can also mean overkill.

آوردن شن به ساحل نیز می‌تواند به معنای اغراق‌آمیز بودن باشد.

منبع: VOA Special September 2022 Collection

That overkill when you shoot a guy in the back?

آیا آن اغراق‌آمیز بودن زمانی است که به پشت سر یک مرد شلیک می‌کنید؟

منبع: TV series Person of Interest Season 2

Overkill means to do or have more than is necessary or useful.

اغراق‌آمیز بودن به معنای انجام یا داشتن بیش از حد لازم یا مفید است.

منبع: VOA Special September 2022 Collection

Sweetie, we already got Karen a candle. An R.V. might be overkill.

عزیزم، ما قبلاً برای کارن یک شمع خریده‌ایم. ممکن است یک RV اغراق‌آمیز باشد.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 5

That tiara that you have on the top of your head, it's overkill.

آن تاج که روی سرت داری، اغراق‌آمیز است.

منبع: Super Girl Season 2 S02

No bunker anywhere on earth would be capable of protecting you from that kind of overkill.

هیچ پناهگاهی روی زمین قادر به محافظت از شما در برابر آن نوع اغراق‌آمیز بودن نیست.

منبع: Realm of Legends

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید