pacifies

[ایالات متحده]/ˈpæsɪfaɪzɪz/
[بریتانیا]/ˈpæsɪfaɪzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. آرامش می‌دهد؛ خشم را تسکین می‌دهد؛ آرام می‌کند؛ صلح را در مناطق درگیری برقرار می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

pacifies the crowd

گ crowd را آرام می‌کند

pacifies the child

بچه را آرام می‌کند

pacifies the situation

وضعیت را آرام می‌کند

pacifies the nerves

اعصاب را آرام می‌کند

pacifies the mind

ذهن را آرام می‌کند

pacifies the soul

روح را آرام می‌کند

pacifies the tension

تنش را آرام می‌کند

pacifies the fears

ترس‌ها را آرام می‌کند

pacifies the anger

خشم را آرام می‌کند

pacifies the doubts

شک‌ها را آرام می‌کند

جملات نمونه

the mother pacifies her crying baby with a lullaby.

مادر با یک ترانه زمزمه‌آسا، آرامش دل نوزاد گریه‌کنان خود را حفظ می‌کند.

the manager pacifies the team after a stressful meeting.

مدیر پس از یک جلسه پر استرس، تیم را آرام می‌کند.

he pacifies his friends by sharing his plans for the future.

او با به اشتراک گذاشتن برنامه‌هایش برای آینده، دوستانش را آرام می‌کند.

the teacher pacifies the students with a fun activity.

معلم با یک فعالیت سرگرم‌کننده، دانش‌آموزان را آرام می‌کند.

the warm tea pacifies her nerves before the presentation.

چای گرم اعصاب او را قبل از ارائه آرام می‌کند.

he pacifies the dog with a treat during the thunderstorm.

او در طول طوفان، سگ را با یک خوراکی آرام می‌کند.

the counselor pacifies the anxious parents with reassurance.

مشاور با اطمینان خاطر، والدین مضطرب را آرام می‌کند.

the soft music pacifies the atmosphere in the room.

موسیقی ملایم فضای اتاق را آرام می‌کند.

she pacifies her fears by practicing mindfulness.

او با تمرین ذهن‌آگاهی، ترس‌های خود را آرام می‌کند.

the leader pacifies the crowd with a calming speech.

رهبر با یک سخنرانی آرام‌بخش، جمعیت را آرام می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید