comforts

[ایالات متحده]/ˈkʌmfəts/
[بریتانیا]/ˈkʌmfərts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزهایی که راحتی یا آرامش فیزیکی را فراهم می‌کنند؛ تسلی یا راحتی؛ افرادی یا چیزهایی که حمایت یا تسلی می‌دهند
v. آرام کردن یا راحتی بخشیدن

عبارات و ترکیب‌ها

simple comforts

راحتی‌های ساده

home comforts

راحتی‌های خانه

luxury comforts

راحتی‌های لوکس

modern comforts

راحتی‌های مدرن

little comforts

راحتی‌های کوچک

daily comforts

راحتی‌های روزمره

comforts of home

راحتی‌های منزل

comforts of life

راحتی‌های زندگی

personal comforts

راحتی‌های شخصی

emotional comforts

راحتی‌های عاطفی

جملات نمونه

the soft blanket provides warmth and comforts during cold nights.

پتو نرم، گرما و آسایش را در شب‌های سرد فراهم می‌کند.

her kind words offered him great comforts in difficult times.

کلمات مهربانانه او آسایش زیادی را در زمان‌های سخت برای او فراهم کرد.

music often comforts people when they are feeling down.

اغراقاً موسیقی مردم را وقتی احساس ناراحتی می‌کنند، آرام می‌کند.

he found comforts in reading books during his free time.

او در اوقات فراغت خود در خواندن کتاب‌ها آسایش یافت.

she seeks comforts in nature by going for long walks.

او با رفتن به پیاده‌روی‌های طولانی، آسایش را در طبیعت جستجو می‌کند.

sometimes, a warm cup of tea is all the comforts you need.

گاهی اوقات، یک فنجان چای گرم تمام آسایشی است که شما نیاز دارید.

he always comforts his friends when they are feeling sad.

او همیشه دوستانش را وقتی احساس ناراحتی می‌کنند، آرام می‌کند.

comforts can come from both people and pets in our lives.

آسایش می‌تواند هم از افراد و هم از حیوانات خانگی در زندگی ما حاصل شود.

she found comforts in the routine of daily life.

او در روال زندگی روزمره آسایش یافت.

his favorite chair is a source of comforts after a long day.

صندلی مورد علاقه او منبع آسایش پس از یک روز طولانی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید