parading

[ایالات متحده]/pəˈreɪdɪŋ/
[بریتانیا]/pəˈreɪdɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای بازرسی یا نمایش جمع شدن؛ در یک راهپیمایی عمومی راه رفتن یا قدم زدن؛ به طور خودنما یا چشمگیر نشان دادن

عبارات و ترکیب‌ها

parading in style

نمایش با وقار

parading their skills

نشان دادن مهارت‌هایشان

parading for peace

راهپیمایی برای صلح

parading in front

قدم زدن جلوی

parading with pride

راهپیمایی با افتخار

parading their culture

نمایش فرهنگشان

parading the flag

راهپیمایی با پرچم

parading for charity

راهپیمایی برای کمک‌های خیریه

parading in public

راهپیمایی در انظار عمومی

جملات نمونه

they were parading down the street for the festival.

آنها در حال رژه رفتن در خیابان برای جشنواره بودند.

the students are parading their achievements at the school assembly.

دانشجویان دستاوردهای خود را در گردهمایی مدرسه به نمایش می گذارند.

the soldiers were parading in front of the dignitaries.

سربازان در مقابل مقامات رژه می رفتند.

she enjoys parading her new outfit at parties.

او از به نمایش گذاشتن لباس جدیدش در مهمانی ها لذت می برد.

the animals were parading around the zoo for the visitors.

حیوانات برای بازدیدکنندگان در حال رژه رفتن در اطراف باغ وحش بودند.

they spent the day parading their talents at the talent show.

آنها یک روز را به نمایش گذاشتن استعدادهای خود در نمایش استعدادها گذراندند.

during the parade, the floats were parading through the main street.

در طول رژه، ماشین های نمایشی در خیابان اصلی در حال رژه رفتن بودند.

he was parading his skills in front of the judges.

او مهارت های خود را در مقابل داوران به نمایش می گذاشت.

the team celebrated by parading their trophy around the field.

تیم جام خود را در اطراف زمین رژه رفت تا جشن بگیرد.

the children were parading with their handmade costumes.

کودکان با لباس های دست ساز خود رژه می رفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید