parade

[ایالات متحده]/pəˈreɪd/
[بریتانیا]/pəˈreɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک رژه عمومی، به ویژه یکی که روز یا رویداد خاصی را جشن می‌گیرد؛ یک راهپیمایی رسمی به احترام یک شخص مهم یا جشن؛ یک نمایش افتخارآمیز
vt. در یک رژه راه رفتن یا قدم زدن؛ به نمایش گذاشتن
vi. در یک رژه راه رفتن یا قدم زدن؛ به نمایش گذاشتن

عبارات و ترکیب‌ها

parade route

مسیر رژه

on parade

در حال رژه

military parade

نمایش نظامی

join the parade

به رژه بپیوندید

hit parade

لیست محبوب‌ها

easter parade

نمایش عید پاک

parade ground

میدان رژه

carnival parade

نمایشنامه کارنوال

جملات نمونه

The parade is on.

نمایش در جریان است.

a parade of popular songs

نمایشی از آهنگ‌های محبوب

the parade of lunacy and corruption will continue.

نمایش دیوانگی و فساد ادامه خواهد داشت.

make a parade of one's learning

نمایش دادن دانش خود

a parade of strollers on the mall.

نمایشی از کالسکه بچه گشتری در مرکز خرید.

a parade of fads and styles.

نمایشی از مد و الگوها.

make a parade of one's virtues

نمایش دادن فضایل خود

The parade strung out for miles.

نمایش برای مایلها کشیده شده بود.

a parade of knowledge and virtue;

نمایشی از دانش و فضیلت;

The parade gathered a large crowd.

پارید، جمعیت زیادی را دور هم جمع کرد.

a burial ground; parade grounds.

یک گورستان؛ زمین‌های نظامی

officers will parade through the town centre.

افسران در مرکز شهر رژه خواهند رفت.

they paraded national flags.

آنها پرچم های ملی را به نمایش گذاشتند.

the recruits were due to parade that day.

قرار بود سربازان آن روز نمایش دهند.

hours of parades and whoopee.

ساعت ها نمایش و خوشحالی.

rally troops at a parade ground.

جمع آوری نیروها در محل نمایش.

a parade route swarming with spectators.

مسیر نمایش مملو از تماشاچیان.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید