marching

[ایالات متحده]/ma:tʃiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پیشرفته
v. حرکت کردن در یک آرایش نظامی؛ پیشروی کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

marching band

گروه مارش

marching orders

دستورات عملیاتی

جملات نمونه

the tramp of marching feet.

صدای گام‌های پیاده‌روی

marching in double time.

قدم زدن با سرعت دو برابر

I heard the tramp of the marching soldiers.

صدای گام‌های سربازان را شنیدم.

a line of men marching two and two.

ردی از مردانی که دو به دو در حال رژه بودند.

thousands marching on Washington.

هزاران نفر به سمت واشنگتن در حال رژه بودند.

recruits marching out of step.

نیروی جدید که از ریتم خارج می‌شد.

the organizers were corralling the crowd into marching formation.

سازماندهندگان جمعیت را به سمت ساختار رژه هدایت می‌کردند.

I found myself marching in step with the music.

خودم را در حال قدم زدن همراه با موسیقی دیدم.

they stood before their Company Commander dressed in full marching order.

آنها در مقابل فرمانده گروه خود ایستادند و لباس کامل رژه داشتند.

While marching in place, the band played a popular tune.

در حالی که درجا می‌زدند، گروه موسیقی یک آهنگ محبوب را اجرا کرد.

the ref called me over and gave me my marching orders.

داور مرا صدا کرد و دستورات رژه را به من داد.

When he kept arriving late he got his marching orders.

وقتی مرتباً دیر می‌رسید، دستورات رژه را دریافت کرد.

When she found out he was seeing another woman, she gave him his marching orders.

وقتی فهمید که او با زن دیگری معاشرت دارد، به او دستور رژه داد.

نمونه‌های واقعی

There are many people, marching and marching band.

افراد زیادی وجود دارند که در حال رژه رفتن و نواختن ساز هستند.

منبع: Coach Shane helps you practice listening.

And I am a dinosaur marching into the tar pit.

من یک دایناسور هستم که به سمت گودال آسفالت در حال رژه رفتن است.

منبع: Desperate Housewives Season 5

To the east, Soviet forces also were marching into Germany.

به سمت شرق، نیروهای شوروی نیز در حال رژه رفتن به سمت آلمان بودند.

منبع: VOA Special December 2020 Collection

Imagine how hard that must have been to keep clean marching around.

تصور کنید چقدر سخت بوده که در حالی که در حال رژه رفتن هستید، آن را تمیز نگه دارید.

منبع: Realm of Legends

Dad dies, we just wipe our tears and keep on marching, right?

بابا می‌میرد، ما فقط اشک‌هایمان را پاک می‌کنیم و به رژه ادامه می‌دهیم، درسته؟

منبع: S03

They're telling us how to act when they come marching in.

دارند به ما می‌گویند چه رفتاری داشته باشیم وقتی وارد می‌شوند و شروع به رژه می‌گیرند.

منبع: Casablanca Original Soundtrack

Tents crumpled and fell as the marching crowd swelled.

چادرها چروکیده و افتادند زیرا جمعیت در حال رژه افزایش یافت.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

So it was fun, but it involved no marching, and I was just so devastated.

بنابراین این سرگرم کننده بود، اما شامل رژه رفتن نشد و من خیلی ناامید بودم.

منبع: TEDx

And New Zealand is steadily marching towards their goal of recruit gender parity by 2021.

و نیوزیلند به طور پیوسته به سمت هدف خود برای دستیابی به برابری جنسیتی در استخدام تا سال 2021 در حال رژه رفتن است.

منبع: TED Talks (Video Edition) August 2019 Collection

It's uniforms and, a lot of little white kids marching around like it's Nazi Germany.

این لباس‌های فرم است و تعداد زیادی کودک سفیدپوست وجود دارد که انگار آلمان نازی است، در حال رژه رفتن.

منبع: Our Day This Season 1

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید