parleys

[ایالات متحده]/ˈpɑː.leɪz/
[بریتانیا]/ˈpɑr.leɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مذاکره یا بحث بین طرفین

جملات نمونه

they held several parleys to discuss the peace treaty.

آنها چندین مذاکره برای بحث در مورد پیمان صلح برگزار کردند.

the leaders engaged in parleys to resolve their differences.

رهبران برای حل اختلافات خود در مذاکرات شرکت کردند.

after lengthy parleys, an agreement was finally reached.

پس از مذاکرات طولانی، سرانجام به توافق رسید.

diplomatic parleys can often take weeks or even months.

مذاکرات دیپلماتیک اغلب می‌تواند هفته‌ها یا حتی ماه‌ها طول بکشد.

the two sides agreed to parley before taking further action.

دو طرف قبل از انجام هرگونه اقدام بیشتر با یکدیگر مذاکره کردند.

parleys between the rival factions were crucial for stability.

مذاکرات بین جناح‌های رقیب برای ثبات بسیار مهم بود.

she was invited to parley with the committee about her proposal.

او برای بحث در مورد پیشنهاد خود با کمیته مذاکره کرد.

they scheduled parleys to negotiate the terms of the contract.

آنها مذاکره برای مذاکره در مورد شرایط قرارداد را زمان‌بندی کردند.

the ongoing parleys showed promise for a diplomatic solution.

مذاکرات در جریان نشان دهنده امید برای یک راه حل دیپلماتیک بود.

he was known for his skill in conducting successful parleys.

او به دلیل مهارت خود در انجام مذاکرات موفق شناخته شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید