summit

[ایالات متحده]/ˈsʌmɪt/
[بریتانیا]/ˈsʌmɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بالاترین نقطه یک کوه یا تپه؛ یک جلسه در سطح بالا.

عبارات و ترکیب‌ها

reach the summit

رسیدن به قله

summit meeting

نشست سران

economic summit

اجتماع اقتصادی

summit of success

قله موفقیت

summit conference

کنفرانس سران

جملات نمونه

a summit of francophone countries.

نشست کشورهای فرانکوفون

the zenith of her career.See Synonyms at summit

اوج دوران حرفه او. به مترادف‌ها در summit مراجعه کنید

the summit offers astounding views.

قله مناظر شگفت انگیزی ارائه می دهد.

summit meetings are normally biennial.

گردهمایی‌های قله معمولاً دوسالانه هستند.

a spectacular sunrise over the summit of the mountain.

طلوع خورشید تماشایی بر فراز قله کوه.

the summit might generate unrealizable public expectations.

ممکن است اجلاس انتظارات غیرقابل دستیابی عمومی ایجاد کند.

a summit meeting full of drama.

نشستی در اوج با درام

A Western European summit was held in Bonn.

نشست اروپای غربی در بن برگزار شد.

a novel written at the peak of the writer's career.See Synonyms at summit

رمانی که در اوج دوران حرفه نویسنده نوشته شده است. به مترادف‌ها در summit مراجعه کنید

the summit was marked by a new mood of realism.

نشست با حال و هوای واقع‌گرایانه جدید مشخص شد.

I was just getting up steam to get to the summit of mountain.

من تازه داشتم بخار جمع می‌کردم تا به قله کوه برسم.

The blizzard forced them to delay their summit bid.

کولاک باعث شد آن‌ها تلاش خود برای رسیدن به قله را به تعویق بیاندازند.

seen end on, their sharp, rocky summits point like arrows.

از جلو، قله‌های تیز و صخره‌ای آنها مانند پیکان به سمت بالا اشاره می‌کنند.

the dramas are considered to form one of the summits of world literature.

این درام‌ها به عنوان یکی از اوج‌های ادبیات جهان در نظر گرفته می‌شوند.

Posing as a bold outrider, as he did at the summit, may yet help.

با وانمود کردن به عنوان یک پیشرو جسور، همانطور که در قله انجام داد، ممکن است هنوز کمک کند.

The climber edged slowly down from the summit of the mountain.

کوهنورد به آرامی از قله کوه پایین آمد.

the weather has now closed in so an attempt on the summit is unlikely.

حالا هوا بد شده است، بنابراین تلاش برای فتح قله بعید است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید