fights hard
جنگیدن سخت
fights back
مقابله کردن
fights fire
مقابله با آتش
fights dirty
تقلب کردن
fights fair
به طور منصفانه بجنگد
fights alone
به تنهایی بجنگد
fights together
با هم بجنگند
fights for
برای مبارزه
fights off
مقابله با
fights against
مقابله با
he fights for his beliefs every day.
او هر روز برای باورهای خود مبارزه میکند.
the team fights hard to win the championship.
تیم برای بردن قهرمانی سخت مبارزه میکند.
she fights against injustice in her community.
او با بیعدالتی در جامعه خود مبارزه میکند.
they often have fights over trivial matters.
آنها اغلب بر سر مسائل جزئی با هم دعوا میکنند.
he fights his fears to achieve his goals.
او ترسهای خود را از بین میبرد تا به اهداف خود برسد.
the boxer fights with great determination.
بوکسور با جدیت زیاد مبارزه میکند.
she fights for her rights as a citizen.
او برای حقوق خود به عنوان یک شهروند مبارزه میکند.
the children have playful fights in the park.
کودکان بازیگوشانه در پارک با هم دعوا میکنند.
he fights to protect the environment.
او برای محافظت از محیط زیست مبارزه میکند.
they fight together for a common cause.
آنها برای یک هدف مشترک با هم مبارزه میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید