talks

[ایالات متحده]/[tɔːks]/
[بریتانیا]/[tɔːks]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.مکالمات یا بحث‌های غیررسمی؛ یک سخنرانی رسمی که برای مخاطبان ارائه می‌شود.
v.با کسی صحبت کردن یا تبادل نظر کردن؛ درباره یک موضوع خاص صحبت کردن؛ مذاکره یا چانه زنی کردن.
Word Forms
جمعtalkss

جملات نمونه

the professor talks about climate change every tuesday.

پروفسور هر سه شنبه در مورد تغییرات آب و هوا صحبت می‌کند.

my little brother talks non-stop about his video games.

برادرم کوچک به طور مداوم در مورد بازی‌های ویدیویی‌اش صحبت می‌کند.

we need to talk about the project deadline.

ما باید در مورد مهلت پروژه صحبت کنیم.

she talks down to her employees, which is unprofessional.

او با کارمندانش با لحنی تحقیرآمیز صحبت می‌کند که غیرحرفه‌ای است.

the news talks of potential economic recession.

اخبار از رکود اقتصادی احتمالی صحبت می‌کند.

he talks a good game, but rarely delivers.

او خوب صحبت می‌کند، اما به ندرت تحویل می‌دهد.

the children talk amongst themselves during class.

کودکان در طول کلاس با یکدیگر صحبت می‌کنند.

let's talk strategy before making a decision.

قبل از تصمیم‌گیری بیایید در مورد استراتژی صحبت کنیم.

the documentary talks about the impact of deforestation.

مستند در مورد تأثیرات تخریب جنگل‌ها صحبت می‌کند.

they talk to each other through a video call.

آنها از طریق تماس تصویری با یکدیگر صحبت می‌کنند.

the politician talks with voters about their concerns.

سیاستمدار با رای‌دهندگان در مورد نگرانی‌هایشان صحبت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید