There is abundant pathos in her words.
در سخنان او غم و اندوه فراوانی وجود دارد.
The pathos of the situation brought tears to our eyes.
غمانگیز بودن اوضاع باعث شد اشک در چشمان ما حلقه بزند.
the actor injects his customary humour and pathos into the role.
بازیگر با طنز و احساسات همیشگی خود، این نقش را به تصویر میکشد.
The movie was full of pathos, making the audience cry.
فیلم پر از غمانگیز بود و باعث شد تماشاگران گریه کنند.
Her speech was filled with pathos, moving everyone in the room.
سخنرانی او پر از غمانگیز بود و همه را در اتاق تحت تاثیر قرار داد.
The novel evoked a sense of pathos in the readers.
رمان حسی از غمانگیز را در خوانندگان برانگیخت.
The painting captured the pathos of war.
نقاشی غمانگیز جنگ را به تصویر کشید.
The actor's performance was filled with pathos, leaving the audience in tears.
اجای شخصیت غمانگیز بود و باعث شد تماشاگران اشک بریزند.
The poem resonated with pathos, touching the hearts of many.
شعر با غمانگیز همخوانی داشت و قلب بسیاری را لمس کرد.
The documentary portrayed the pathos of poverty in a powerful way.
مستند به روشی قدرتمند غمانگیز فقر را به تصویر کشید.
The song lyrics are filled with pathos, conveying deep emotions.
متن ترانه پر از غمانگیز است و احساسات عمیق را منتقل میکند.
The play's ending was marked by a sense of pathos, leaving the audience reflective.
پایان نمایش با حسی از غمانگیز مشخص شد و باعث شد مخاطبان متفکر شوند.
The novel's protagonist experiences moments of pathos throughout the story.
شخصیت اصلی رمان در طول داستان لحظاتی از غمانگیز را تجربه میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید