payer

[ایالات متحده]/'peɪə/
[بریتانیا]/'peɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پرداخت کننده؛ کسی که پرداختی انجام می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

tax payer

پرداخت مالیات

جملات نمونه

a prompt payer of bills.

پرداخت کننده به موقع قبوض

When the new tax laws were passed,the tax payers found that the government had clapped another 5% on cigarettes.

زمانی که قوانین جدید مالیاتی تصویب شد، مالیات دهندگان متوجه شدند که دولت 5 درصد دیگر به سیگارها افزوده است.

The payer must settle the bill before leaving the restaurant.

پرداخت کننده باید قبل از ترک رستوران، صورتحساب را پرداخت کند.

As the primary payer, she was responsible for covering the medical expenses.

همانطور که پرداخت کننده اصلی، او مسئول پرداخت هزینه های پزشکی بود.

The insurance company will reimburse the payer for the approved expenses.

شرکت بیمه هزینه های تایید شده را به پرداخت کننده بازپرداخت خواهد کرد.

The payer's information is required to process the transaction.

برای انجام تراکنش، اطلاعات پرداخت کننده مورد نیاز است.

He is the payer for the family's monthly utility bills.

او پرداخت کننده قبوض ماهیانه خانواده است.

The payer's credit card was declined due to insufficient funds.

کارت اعتباری پرداخت کننده به دلیل موجودی ناکافی رد شد.

The payer authorized the transfer of funds to the recipient.

پرداخت کننده اجازه انتقال وجه به گیرنده را صادر کرد.

The payer's signature is required on the contract for it to be valid.

برای معتبر بودن قرارداد، امضای پرداخت کننده مورد نیاز است.

The payer filed a dispute over the unauthorized charges on the account.

پرداخت کننده در مورد مبالغ غیرمجاز در حساب، شکایت کرد.

The payer's financial situation will determine their ability to make payments.

وضعیت مالی پرداخت کننده توانایی آنها در انجام پرداخت ها را تعیین می کند.

نمونه‌های واقعی

The alternative to capital punishment is longer sentences, but they would certainly cost the tax payers much money.

جایگزین مجازات اعدام، تحمل حبس طولانی‌تر است، اما این قطعاً هزینه زیادی برای مالیات‌دهندگان خواهد داشت.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

PBMs manage prescription drug benefits on behalf of health insurers, drug plans, large employers, and other payers.

شرکت‌های مدیریت مزایای دارویی، مزایای داروهای تجویزی را از طرف شرکت‌های بیمه درمانی، طرح‌های دارویی، کارفرمایان بزرگ و سایر پرداخت‌کنندگان مدیریت می‌کنند.

منبع: The story of origin

But the US has a single payer system for those over 65 and those below the poverty line.

اما ایالات متحده یک سیستم پرداخت واحد برای افراد بالای 65 سال و افراد زیر خط فقر دارد.

منبع: Economic Crash Course

The administration has not released a tax payer price tag for the celebration estimated at millions of dollars.

دولت هنوز برچسب قیمت مالیات‌دهندگان را برای جشن‌هایی که هزینه‌ای به میلیون‌ها دلار دارد، منتشر نکرده است.

منبع: VOA Standard English_Americas

This is often called a single payer system since the government is doing most of the paying.

این اغلب یک سیستم پرداخت واحد نامیده می‌شود زیرا دولت بیشتر پرداخت‌ها را انجام می‌دهد.

منبع: Economic Crash Course

Someone who pays taxes is called a " tax payer."

کسی که مالیات پرداخت می‌کند، «پرداخت‌کننده مالیات» نامیده می‌شود.

منبع: 2009 English Cafe

Medicaid is the largest payer of long-term care in this country.

مِدیکِید بزرگترین پرداخت‌کننده مراقبت‌های بلندمدت در این کشور است.

منبع: PBS Health Interview Series

Proportional taxes require the same percentage of income from all tax payers, regardless of how much they make.

مالیات‌های متناسب، همان درصد درآمد را از همه مالیات‌دهندگان، صرف نظر از میزان درآمدشان، طلب می‌کنند.

منبع: Economic Crash Course

Well, as you know, we're the largest tax payer in Cupertino, so we'd like to continue to stay here and pay taxes.

خب، همانطور که می‌دانید، ما بزرگترین مالیات‌دهنده در کوپرتینو هستیم، بنابراین مایلیم در اینجا بمانیم و مالیات پرداخت کنیم.

منبع: Steve Jobs' speech

All those discussions matter to you as a tax payer, and as someone who benefits from taxation and government services.

تمام آن بحث‌ها برای شما به عنوان یک مالیات‌دهنده و کسی که از مالیات و خدمات دولتی بهره‌مند می‌شود، مهم است.

منبع: Economic Crash Course

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید