perfuse

[ایالات متحده]/pə'fjuːz/
[بریتانیا]/pɚ'fjʊz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. تزریق کردن
بر روی پاشیدن
پخش کردن

جملات نمونه

perfuse a room with radiance

نور دادن یک اتاق با تابش

such expression is perfused by rhetoric.

چنین عبارتی با سخنوری آغشته شده است.

perfuse water over the ground

آب را روی زمین پخش کردن

Glaser perfused the yellow light with white.

گلازر نور زرد را با نور سفید آغشته کرد.

The surgeon perfused the organ with a special solution.

جراح اندام را با یک محلول خاص آغشته کرد.

It is important to perfuse the heart with oxygenated blood.

آغشته کردن قلب با خون اکسیژنه مهم است.

The nurse carefully perfused the IV line to ensure proper medication delivery.

پرستار با دقت خط IV را آغشته کرد تا از تحویل مناسب دارو اطمینان حاصل شود.

Doctors perfuse the brain during surgeries to maintain brain function.

در طول جراحی، پزشکان مغز را آغشته می‌کنند تا عملکرد مغز را حفظ کنند.

The perfused solution helps keep the organ viable outside the body.

محلول آغشته شده به حفظ قابلیت اندام خارج از بدن کمک می‌کند.

The researcher perfused the tissue sample with a dye to visualize the cells.

محقق نمونه بافت را با یک رنگدانه آغشته کرد تا سلول‌ها را تجسم کند.

To perfuse the area with nutrients, a good irrigation system is essential.

برای آغشته کردن ناحیه با مواد مغذی، یک سیستم آبیاری خوب ضروری است.

The perfusionist is responsible for perfusing the patient's circulatory system during surgery.

پرفیوژن مسئولیت آغشته کردن سیستم گردش خون بیمار در طول جراحی را بر عهده دارد.

In order to perfuse the lungs, blood flow must be directed through the pulmonary arteries.

برای آغشته کردن ریه‌ها، جریان خون باید از طریق شریان‌های ریوی هدایت شود.

The perfused organ showed improved function after the procedure.

اندام آغشته شده پس از روش عملکرد بهتری نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید