infuse with flavor
طعمدار کردن
infuse energy into
انرژی را وارد کردن
infuse creativity
خلاقیت را وارد کردن
infuse passion
اشتیاق را وارد کردن
infuse positivity
مثبتگرایی را وارد کردن
infuse sb. with courage
پرورش دادن شجاعت در کسی
saline was infused into the aorta.
نمک در آئورت تزریق شد.
infused new vigor into the movement.
انرژی جدیدی در جنبش ایجاد کرد.
infused them with a love of the land.
آنها را با عشق به سرزمین سرشار کرد.
infuse soldiers with fresh courage
سربازان را با شجاعت تازه تقویت کنید
the actor infused the role with an epicene languor.
بازیگر نقش را با یک رخوت جنسیتی تقویت کرد.
Her work is infused with anger.
کار او با خشم آمیخته شده است.
her work is infused with an anger born of pain and oppression.
کار او با خشم ناشی از درد و ستم آمیخته شده است.
he did his best to infuse good humour into his voice.
او تمام تلاش خود را برای افزودن طنز به صدای خود کرد.
Add the tea leaves and leave to infuse for five minutes.
چای را اضافه کنید و بگذارید به مدت پنج دقیقه خیس شود.
His arrival infused new life and energy into the team.
ورود او زندگی و انرژی جدیدی به تیم بخشید.
A vintage bergere chair has been infused with a fresh new vitality with some glossy raspberry paint and animal print upholstery, adding playful yet sophisticated style to this teen girl’s room.
یک صندلی برگره قدیمی با رنگ قرمز توت فرنگی براق و روکش با طرح حیوانات، با طراوت و جدیدی را به اتاق این دختر نوجوان اضافه کرده و سبک بازیگوش اما باوقاری را به آن بخشیده است.
Designed specially for dry hair this Rose shampoo is infused with Rose Hips, Aloe and the herbal complex of Arnica, Horsetail, Coltsfoot, Sage &Chamomile.
این شامپو گل رز که به طور خاص برای موهای خشک طراحی شده است، با غضروف گل رز، آلوئه و ترکیب گیاهی آرنیکا، دم اسبی، گل گاوزبان، بابونه و مورد مخلوط شده است.
Edibility method:At edibility affiliation this condiment, can make fry the vegetables, infused in boiling the soup, stew meat the much more fresh, nourishment plentifulness.
روش قابلیت خوردن: در این چاشنی با قابلیت خوردن، میتوان سبزیجات را سرخ کرد، در آبگوشت دم کرد، گوشت را با طعم بهتر پخت، و مواد مغذی فراوانی داشت.
Examining the channels in mouse brains, the researchers infused brain slices with ketone bodies, chemicals produced by the lier when the body is on the ketogenic diet.
در حالی که محققان کانال های مغز را در مغزهای موش بررسی می کردند، برش های مغزی را با کتون ها، مواد شیمیایی که توسط کبد تولید می شوند، تزریق کردند، زمانی که بدن در رژیم کتوژنیک قرار دارد.
Methods Methylthioninium Chloride was infused into the lactiferous vessel from debouch of nipple discharge and followed a wire guide inserting,the galactophore was resected under the double-guide.
روش ها کلرید متیل تیونیوم در رگ شیرین از دهانه ترشح نوک سینه تزریق شد و با استفاده از راهنمای سیم، درج شد، گالاکتوفور تحت راهنمایی دوگانه رزید شد.
Meanwhile, such implementation also infused strong energy into differentiation strategy to underline its ever increasing features of uniqueness and non-replicability.
در همین حال، چنین پیاده سازی نیز انرژی قوی را به استراتژی تمایز بخشید تا بر ویژگی های روزافزون منحصربفرد بودن و غیرقابل کپی بودن آن تأکید کند.
They have to be infused, or at least injected.
آنها باید تزریق شوند، یا حداقل تزریق شوند.
منبع: Science in 60 Seconds - Scientific American October 2022 CollectionThis means that every saint can infuse Christ into others.
این بدان معناست که هر قدیس می تواند عیسی را در دیگران تزریق کند.
منبع: 2019 ITERO - The One New Man Fulfilling God’s PurposeColor is a theme that has long infused the story of France’s fourth-largest city.
رنگ موضوعی است که همواره در داستان چهارمین شهر بزرگ فرانسه رخنه کرده است.
منبع: Cloud Travel HandbookNo gig is too small to be infused with that extra dose of Yale spirit.
هیچ کاری خیلی کوچک نیست که با آن دوز اضافی از روحیه ییل در آن تزریق شود.
منبع: Entering Yale UniversityIn addition, gothic devices infuse the text.
علاوه بر این، عناصر گوتیک متن را تزریق می کنند.
منبع: TED-Ed (video version)This is a strip of paper that's been infused with a chemical called litmus.
این یک نوار کاغذ است که با ماده شیمیایی به نام معرفیت تزریق شده است.
منبع: Crash Course Comprehensive EditionIn other words, tardiness infuses stress and chaos into your life.
به عبارت دیگر، دیر رسیدن استرس و هرج و مرج را به زندگی شما تزریق می کند.
منبع: Science in LifeWe...we have always infused humanity into our products.
ما...ما همیشه انسانیت را در محصولات خود تزریق کرده ایم.
منبع: Interviews with CEOs of the Fortune Global 500.The iPhone is infused with simplicity and beauty.
آیفون با سادگی و زیبایی تزریق شده است.
منبع: How Steve Jobs Changed the WorldThis is a beer infused with Starbucks coffee.
این یک آبجو است که با قهوه استار باکس تزریق شده است.
منبع: Creative Cloud Travelلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید