dehydrate

[ایالات متحده]/ˌdiːhaɪˈdreɪt/
[بریتانیا]/diːˈhaɪdreɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. آب را از بین بردن، خشک کردن

vi. آب از بدن از دست دادن، دچار کم آبی شدن

جملات نمونه

People can very quickly dehydrate in the desert.

افراد می‌توانند به سرعت در صحرا دچار کم‌آبی شوند.

add water to dehydrated eggs;

آب را به تخم مرغ‌های خشک شده اضافه کنید;

the wind must have dehydrated and mummified the body.

به نظر می‌رسد باد باعث کم آبی و مومیایی شدن جسد شده است.

Serious person can have haematemesis, melaena, dehydrate even, and toxic reach shock to wait.

یک فرد جدی می‌تواند دچار خونریزی از معده، ملنا، حتی کم آبی و شوک سمی شود.

Objective To evaluate the efficacy of Cyclocryotherapy combined with retrobulbar injection of dehydrated alcohol in treating late neovascular glaucoma patients,that released their distress.

هدف: ارزیابی اثربخشی کرایوتراپی سایکلیک همراه با تزریق رتروبولبار الکل خشک شده در درمان بیماران مبتلا به گلوکوم نووسکولار دیررس که باعث کاهش ناراحتی آنها شد.

Calcium ammine catalyst was prepared with metal calcium,dehydrated liquid ammonia as raw materials,nano-silica as a carrier and acetonitrile and propylene epoxide as modifiers.

کاتالیزور آمین کلسیم با استفاده از کلسیم فلزی، آمونیاک مایع خشک شده به عنوان مواد اولیه، نانو سیلیکا به عنوان حامل و آستونیتریل و اپوکسید پروپیلن به عنوان اصلاح کننده تهیه شد.

Energy-saving ethanol dehydration techniques to produce dehydrated alcohol mainly included four measures as azeotropy distillation, extraction distillation, absorptive process and membrane separation.

تکنیک‌های حذف آب اتانول صرفه‌جوی در انرژی برای تولید الکل بدون آب عمدتاً شامل چهار اقدام به عنوان تقطیر اَزئوتروپی، تقطیر استخراج، فرآیند جاذب و جداسازی غشایی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید