be pestered with midges
اذیت شدن با نهنگها
We were pestered with flies.
ما با مگسها اذیت شدیم.
Bas! Stop pestering me!.
باس! دیگه اذیت نکن!
she constantly pestered him with telephone calls.
او دائماً با تلفن او را آزار میداد.
The little girl pestered the travellers for money.
دختر کوچولو برای پول از مسافران خواست.
I'm telling you once and for all, if you don't stop pestering me you'll be sorry.
بهت یک بار و برای همیشه میگم، اگه اذیت کردنتو تموم نکنی پشیمون میشی.
The child badgered his parents to buy him a new bicycle. Topester is to inflict a succession of petty annoyances:
کودک والدین خود را برای خرید یک دوچرخه جدید آزار داد. Topester این است که یک سری ناراحتی های جزئی را تحمیل کند:
Have on parental caress by every means, next issueless pester genu disturbing, everyday carefree, live easily comfortable.
حتماً از نوازش والدین استفاده کنید، سپس از آزار و اذیت بیوقفه و بیحس، بیخیال روزمره، به راحتی و با آسایش زندگی کنید.
To cadging make a living as a performer person clear the standard also had clear, pester repeatedly namely, beg forcibly the person that reach the means with other and mobbish other to cadge.
برای امرار معاش به عنوان یک هنرمند، شخص باید استانداردها را درک کند و به طور مكرر درخواست کند، به عنوان مثال، شخص را که با دیگران ارتباط دارد و برای درخواست کمک از دیگران استفاده می کند، به زور درخواست کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید