the phantasm of a dream
فانتاسم رویایی
every phantasm of a hope was quickly nullified.
هر فانتاسم امیدی به سرعت از بین رفت.
The phantasm of a ghostly figure haunted the old mansion.
فانتاسم یک شبح در عمارت قدیمی را آزار میداد.
His mind was filled with phantasms of past failures.
ذهنش با فانتاسم شکستهای گذشته پر شده بود.
The horror movie was full of terrifying phantasms.
فیلم ترسناک پر از فانتاسمهای وحشتناک بود.
She felt a cold phantasm brush against her skin.
او احساس کرد فانتاسم سردی پوستش را لمس کرد.
The artist painted a phantasmagorical scene with vivid colors.
هنرمند صحنهای فانتاسمگوریک با رنگهای زنده نقاشی کرد.
The phantasm of success drove him to work harder.
فانتاسم موفقیت او را به تلاش بیشتر سوق داد.
The phantasmic creatures in the fantasy novel were both beautiful and terrifying.
موجودات فانتاسمیک در رمان فانتزی هم زیبا و هم ترسناک بودند.
The phantasmal music seemed to come from another world.
موسیقی فانتاسمیک به نظر میرسید از دنیای دیگری میآید.
In his feverish state, he saw phantasms dancing before his eyes.
در حالت تبدارش، او فانتاسمهایی را که در مقابل چشمانش میرقصیدند، دید.
The phantasmal figure disappeared as quickly as it had appeared.
شخصیت فانتاسمیک به سرعت همانطور که ظاهر شده بود ناپدید شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید