phantom limb
اندام شبح
the phantom of things past
فانتوم گذشتهها
He is only a phantom of a king.
او فقط یک شبح از یک پادشاه است.
a phantom who haunts lonely roads.
یک شبح که جادههای خلوت را تسخیر میکند.
phantom employees on the payroll.
کارمندانان خیالی در حقوق و دستمزد.
a series of phantom withdrawals from cash machines.
یک سری برداشتهای شبحی از دستگاههای خودپرداز.
She was entering the masses with the phantom of a future Utopia.
او با خیال آیندهای از یک یوتوپیا وارد تودهها شد.
I found myself staring at her as if she were a phantom.
من خودم را در حالی که به او خیره شده بودم یافتم انگار که او یک شبح است.
the centrist and conservative parties were mere phantoms in 1943.
احزاب میانهرو و محافظهکار در سال 1943 صرفاً شبح بودند.
he tried to clear the phantoms from his head and grasp reality.
او سعی کرد شبحها را از سرش دور کند و واقعیت را درک کند.
he diverted an estimated £1,500,000 into ‘phantom’ bank accounts.
او تخمین زده می شود 1500000 پوند را به حساب های بانکی 'غیر واقعی' منحرف کرده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید