phony

[ایالات متحده]/ˈfəʊni/
[بریتانیا]/ˈfoʊni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تقلبی; فریبنده
n. تقلب; شیء فریبنده

نمونه‌های واقعی

Ugh. That Jared is so phony.

اه. جرد آنقدرها ریاکار است.

منبع: We Bare Bears

Now they're doing that phony linkarmdrink thingy.

حالا دارند آن کارِ فیکِ پیوند دادن و نوشیدن را انجام می‌دهند.

منبع: The Big Bang Theory Season 6

No, but if I do, I'll be a phony, a sellout, a Hollywood poser.

نه، اما اگر این کار را انجام دهم، یک ریاکار، یک فروشنده، یک بدل هالیوودی خواهم بود.

منبع: The Big Bang Theory Season 6

Gstaad. Dropping the " G" is phony.

گستاد. حذف حرف "G" یک فریبکاری است.

منبع: Go blank axis version

Be yourself, authenticity matters, nobody likes a phony.

خودت باش، اصالت مهم است، هیچ کس یک ریاکار را دوست ندارد.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

Of course it's a total phony story.

البته که یک داستان کاملاً جعلی است.

منبع: Grandparents' Business English Class

And do you still believe you're surrounded by phonies?

و آیا هنوز فکر می‌کنید که در محاصره ریاکارانی هستید؟

منبع: TV series Person of Interest Season 3

The money then went to phony companies controlled by the Kempser officials.

سپس پول به شرکت‌های جعلی تحت کنترل مقامات کمپسر رفت.

منبع: VOA Standard English_Americas

The concept of Russia with respect to us is a total phony story.

این مفهوم روسیه در رابطه با ما یک داستان کاملاً جعلی است.

منبع: Grandparents' Business English Class

I'm surprised that phony key card of yours got us inside.

من تعجب می کنم که آن کارت جعلی شما توانست ما را وارد کند.

منبع: Person of Interest Season 5

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید