posting

[ایالات متحده]/'pəʊstɪŋ/
[بریتانیا]/'postɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ثبت; انتقال; واگذاری
v. پست کردن; اعلام کردن; ترتیب دادن.

عبارات و ترکیب‌ها

job posting

انتشار فرص شغلی

online posting

انتشار آنلاین

social media posting

انتشار در رسانه های اجتماعی

blog posting

انتشار وبلاگ

جملات نمونه

I enjoy posting updates on social media.

من از انتشار به‌روزرسانی‌ها در رسانه‌های اجتماعی لذت می‌برم.

She is responsible for posting job openings on the company's website.

او مسئول انتشار آگهی‌های استخدام در وب‌سایت شرکت است.

Posting flyers around the neighborhood is a great way to advertise events.

چسباندن تراکت‌ها در اطراف محله راهی عالی برای تبلیغ رویدادها است.

Please refrain from posting inappropriate content online.

لطفاً از انتشار محتوای نامناسب آنلاین خودداری کنید.

He was caught posting fake news on the internet.

او در حال انتشار اخبار جعلی در اینترنت دستگیر شد.

The company is currently posting record profits.

شرکت در حال حاضر سود بی‌سابقه‌ای را اعلام می‌کند.

Posting comments on blogs can help increase engagement.

انتشار نظرات در وبلاگ‌ها می‌تواند به افزایش تعامل کمک کند.

The teacher asked the students to start posting their assignments online.

معلم از دانش‌آموزان خواست تا تکالیف خود را به صورت آنلاین منتشر کنند.

She enjoys posting photos of her travels on Instagram.

او از انتشار عکس‌های سفر خود در اینستاگرام لذت می‌برد.

Posting reminders on the bulletin board is a good way to keep everyone informed.

انتشار یادآوری‌ها روی تابلوی اعلانات راهی خوب برای اطلاع رسانی به همه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید