notice

[ایالات متحده]/ˈnəʊtɪs/
[بریتانیا]/ˈnoʊtɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اطلاع یا اعلام
vt. آگاه شدن از; اطلاع دادن
vi. جلب توجه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

without notice

بدون اطلاع

prior notice

اطلاع قبلی

take notice

توجه داشته باشید

give notice

اطلاع دادن

written notice

اطلاع کتبی

further notice

اطلاع بعدی

on notice

در جریان بودن

short notice

اطلاع کوتاه

advance notice

اطلاع قبلی

take notice of

توجه کردن به

public notice

اطلاع عمومی

at short notice

با اطلاع کوتاه

until further notice

تا اطلاع بعدی

on short notice

با اطلاع کوتاه

notice board

تابلوی اعلانات

copyright notice

اطلاع‌رسانی حق نسخه برداری

payment notice

اطلاع پرداخت

جملات نمونه

a notice of sale.

یک اطلاعیه فروش

Post this notice on the wall.

این اطلاعیه را روی دیوار بچسبانید.

Notice is hereby given that...

بدینوسیله به اطلاع می‌رسد که...

a notice of dishono(u)r

یک اطلاعیه بی‌احترامی

They got notice from the police.

آنها از پلیس اخطار دریافت کردند.

There were lots of notices on the notice-board.

تعداد زیادی اطلاعیه روی تخته اعلانات وجود داشت.

Please notice the regulations overleaf.

لطفاً به قوانین در صفحه بعد توجه کنید.

fixing the notice to the board with tacks.

چسباندن اطلاعیه به تخته با میخ

The landlord gave notice of the termination of tenancy.

صاحب خانه به مالکان اطلاع داد که اجاره نامه منقضی خواهد شد.

in memoriam notices in the paper.

یادبود در روزنامه

I had a notice in by this morning's mail.

من یک اطلاعیه را از طریق پست امروز دریافت کردم.

the landlord issued a notice to quit.

صاحب خانه اخطاریه برای ترک ملک صادر کرد.

We have had notice to quit.

ما اخطار تخلیه دریافت کرده ایم.

put us on notice for chronic lateness.

به دلیل دیر رسیدن مزمن، ما را در جریان قرار دهید.

She was too shy to notice him.

او خجالتی بود که متوجه او نشود.

It was my landlord, with a notice of ejectment or something.

صاحب خانه من بود، با اخطاریه تخلیه یا چیز دیگری.

نمونه‌های واقعی

A few years ago, I noticed something alarming.

چند سال پیش، متوجه چیزی نگران کننده شدم.

منبع: TED Talks (Video Edition) August 2019 Collection

We're posting a notice about Underwood Public School.

ما در حال انتشار اطلاعیه‌ای در مورد مدرسه دولتی آندروود هستیم.

منبع: CNN Selected November 2015 Collection

We edit and exaggerate, we crave adulation, we pretend we don't notice the social isolation.

ما ویرایش و اغراق می‌کنیم، ما تملق را می‌خواهیم، ما وانمود می‌کنیم که متوجه انزوا نمی‌شویم.

منبع: Listen to a little bit of fresh news every day.

Thanks for coming on such short notice.

ممنون که با این خبر کوتاه آمدید.

منبع: House of Cards

Oh, yes. Nothing will escape your notice.

اوه، بله. هیچ چیز از توجه شما دور نخواهد ماند.

منبع: Little Bear Charlie

You seriously thought we wouldn't notice? !

واقعاً فکر می‌کردید متوجه نمی‌شویم؟ !

منبع: The Good Place Season 2

Their disappearance was finally noticed just before 6 a.m. Saturday morning.

ناپدید شدن آنها درست قبل از ساعت 6 صبح شنبه متوجه شد.

منبع: NPR News June 2015 Compilation

This ability was first noticed by her father.

این توانایی برای اولین بار توسط پدرش متوجه شد.

منبع: New Concept English. British Edition. Book Four (Translation)

It was supercalifragilisticexpialidocious, if you didn't notice.

اگر متوجه نشدید، فوق العاده بود.

منبع: CNN 10 Student English December 2022 Collection

Our brains see the notices the same way.

مغز ما اعلان‌ها را به یک شکل می‌بیند.

منبع: VOA Special English - Life

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید