share

[ایالات متحده]/ʃeə(r)/
[بریتانیا]/ʃer/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. توزیع کردن یا تقسیم کردن به بخش‌ها؛ داشتن بخشی از
vi. داشتن بخشی از چیزی؛ مشترک بودن
n. بخشی یا قسمتی از چیزی؛ سهم یا علاقه در یک شرکت

عبارات و ترکیب‌ها

share with friends

با دوستان به اشتراک بگذارید

share a meal

یک وعده غذایی به اشتراک بگذارید

share ideas

اشتراک‌گذاری ایده‌ها

share a secret

یک راز را به اشتراک بگذارید

market share

سهم بازار

share of

سهم از

share with

با... به اشتراک بگذارید

share in

در... سهیم باشید

share price

قیمت سهام

per share

به ازای هر سهم

earnings per share

درآمد به ازای هر سهم

share capital

سرمایه سهام

fair share

سهم منصفانه

lion's share

سهم شیر

on shares

در سهام

share holding

نگهداری سهام

share out

تقسیم کردن

share transfer

انتقال سهام

share index

شاخص سهام

issued share

سهام منتشر شده

share of market

سهم بازار

share option

گزینه سهام

issued share capital

سرمایه سهام منتشر شده

common share

سهام عادی

جملات نمونه

Children must learn to share and share alike.

کودکان باید یاد بگیرند که به اشتراک بگذارند و به اشتراک بگذارند.

a dip in the share price.

کاهش در قیمت سهام

a tumble in share prices.

کاهش در قیمت سهام.

share a room with sb.

یک اتاق با کسی تقسیم کنید.

share with sb. in distress

با کسی که در سختی است، به اشتراک بگذارید.

we share a love of music.

ما عشق مشترکی به موسیقی داریم.

I had no share in the matter.

من در این موضوع سهمی نداشتم.

get an overdue share of attention

یک سهم بیش از حد توجه دریافت کنید

share weal and woe with the people

خوشبختی و بدبختی را با مردم به اشتراک بگذارید.

do one's share of the work.

سهم خود را در کار انجام دهید.

shared in the profits.

در سود سهام داشتیم.

They share their joys and sorrows.

آنها شادی ها و غم های خود را با هم به اشتراک می گذارند.

His share is double.

سهم او دو برابر است.

I will share in the cost with you.

من هزینه را با شما تقسیم خواهم کرد.

I've no money—we all share and share alike in camp.

من پولی ندارم - همه ما به طور یکسان در اردوگاه به اشتراک می‌گذاریم.

نمونه‌های واقعی

The coins can be shared or collected.

سکه ها را می توان تقسیم یا جمع کرد.

منبع: VOA Special August 2018 Collection

This is because they must share expensive facilities.

این به این دلیل است که آنها باید امکانات گران قیمت را به اشتراک بگذارند.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

To have shared adversity, shared opportunity.

برای داشتن سختی های مشترک، فرصت های مشترک.

منبع: TED Talks (Audio Version) October 2019 Collection

Rachel had come to despise the girl with whom she had shared a flat.

راشل به نفرت از دختری که آپارتمانی را با او در میان گذاشته بود، رسیده بود.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

Ice bear will never share again due to gravity.

به دلیل گرانش، آیس بیر دیگر هرگز به اشتراک نمی گذارد.

منبع: We Bare Bears

That’s how you come to understand how much we all share.

اینجاست که متوجه می شوید چه مقدار همه ما به اشتراک می گذاریم.

منبع: Celebrity Speech Compilation

Uber has faced its share of controversy.

اوبر سهمی از جنجال را تجربه کرده است.

منبع: NPR News February 2017 Compilation

This is the amount that we share.

این میزان است که ما به اشتراک می گذاریم.

منبع: TED Talks (Audio Version) April 2016 Compilation

Children have to learn how to share.

کودکان باید یاد بگیرند چگونه به اشتراک بگذارند.

منبع: Li Yang's Crazy English: Rapid Mastery of American Phonetic Symbols

I got my share of the money.

من سهمم را از پول گرفتم.

منبع: Yes, Minister Season 3

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید