defer payment
به تعویق انداختن پرداخت
defer decision
به تعویق انداختن تصمیم
tax deferment
به تعویق انداختن مالیات
defer admission
به تعویق انداختن پذیرش
Let's defer the decision for a few weeks.
بیایید تصمیمگیری را برای چند هفته به تعویق بیندازیم.
They cannot defer their departure any longer.
آنها نمیتوانند عزیمت خود را بیشتر به تعویق بیندازند.
We all defer to him in these matters.
ما در این مسائل همه به او احترام میگذاریم/به او اعتماد داریم.
suspend judgment.See Synonyms at defer 1
قضاوت را به حالت تعلیق درآورید.برای یافتن مترادفها به defer 1 مراجعه کنید.
We wish to defer our decision until next week.
ما میخواهیم تصمیم خود را تا هفته آینده به تعویق بیندازیم.
We will defer to whatever the committee decides.
ما به هر تصمیمی که کمیته میگیرد احترام خواهیم گذاشت/به آن عمل خواهیم کرد.
I shall defer replying till I hear from home.
تا زمانی که از خانه خبر بگیرم، از پاسخ دادن خودداری خواهم کرد.
Do you always defer to your parents wishes?
آیا همیشه به خواسته های والدین خود احترام میگذارید؟
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید