preaching

[ایالات متحده]/'pri:tʃiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ارائه یک موعظه یا درس مذهبی

عبارات و ترکیب‌ها

giving a preach

ارائه واعظ

جملات نمونه

The man was preaching the Gospel.

مرد در حال وعظ انجیل بود.

his father was preaching fire and brimstone sermons.

پدرش در حال ایراد سخنرانی‌های آتشین و گوگردی بود.

He was always preaching exercise and fresh air.

او همیشه در مورد ورزش و هوای تازه صحبت می‌کرد.

These misguided people go around preaching up violence.

افرادی کهسوءتفاهم می‌کنند و به دوردست‌ها می‌روند و درباره خشونت وعظ می‌کنند.

Politicians preaching protection, state control or other charlatanism have remained on the fringes.

سیاستمدتانی که در مورد حمایت، کنترل دولتی یا سایر فریبکاری‌ها صحبت می‌کنند، در حاشیه باقی مانده‌اند.

And since the mission of Israel was “to bring light to the goyim”, preaching the gospel became his own mitzvah.

و از آنجایی که مأموریت اسرائیل "آوردن نور به غیر یهودیان" بود، تبلیغ انجیل به مِیتزوا (فرمان دینی) خودش تبدیل شد.

My sister has been preaching at me again about my lack of neatness.

خواهر من دوباره در مورد بی‌نظمی من با من صحبت کرده است.

Why do they keep telling us about the importance of women in industry? They’re preaching to the converted here.

چرا دائماً به ما در مورد اهمیت زنان در صنعت می‌گویند؟ آنها در اینجا به کسانی که از قبل پذیرفته‌اند، آموزش می‌دهند.

Churches needed to be enlisted into the campaign to make rural life more attractive and agriculture more productive by preaching the “social gospel” and becoming larger and interdenominational.

کلیساهای نیاز داشتند به این کمپین ملحق شوند تا زندگی روستایی را جذاب تر و کشاورزی را با آموزش "انجیل اجتماعی" و بزرگتر و بین الادیان، تولیدی تر کنند.

نمونه‌های واقعی

Yeah, I'm, yeah, I'm preaching to the converted.

بله، من در حال موعظه به کسانی هستم که از قبل ایمان آورده اند.

منبع: Idol speaks English fluently.

He broke off awkwardly, suddenly aware that he was preaching at me.

او به طرز دست و پا چلفتی متوقف شد، ناگهان متوجه شد که در حال موعظه به من است.

منبع: Flowers for Algernon

Imparting Christ should be our aim in our gospel preaching.

انتقال عیسی باید هدف ما در موعظه انجیل باشد.

منبع: 2019 ITERO - The One New Man Fulfilling God’s Purpose

When people say you shouldn't be preaching the politics from your pulpit, that is ridiculous.

وقتی مردم می گویند شما نباید سیاست را از منبر خود موعظه کنید، این خنده دار است.

منبع: VOA Standard English_Americas

Oh, well, you're preaching to the choir.

اوه، خب، شما در حال موعظه به گروهی هستید که از قبل ایمان آورده اند.

منبع: Modern Family - Season 03

Now, you're just preaching to the choir.

حالا، شما فقط در حال موعظه به گروهی هستید که از قبل ایمان آورده اند.

منبع: VOA Slow English - Word Stories

And then he'd start preaching your funeral.

و سپس او شروع به موعظه در مراسم خاکسپاری شما می کرد.

منبع: What it takes: Celebrity Interviews

Now, many officials are preaching caution.

اکنون، بسیاری از مقامات در حال موعظه احتیاط هستند.

منبع: New York Times

In that sense I am preaching to the converted.

در این معنا، من در حال موعظه به کسانی هستم که از قبل ایمان آورده اند.

منبع: Stephen King on Writing

'You have stopped preaching? ' asked Tess, shocked.

'شما دیگر موعظه نمی کنید؟' تسس با حیرت پرسید.

منبع: Tess of the d'Urbervilles (abridged version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید