sermonize

[ایالات متحده]/ˈsɜː.mə.naɪz/
[بریتانیا]/ˈsɜr.mə.naɪz/

ترجمه

v. موعظه کردن یا خطبه دادن
vi. موعظه کردن یا اخلاقی صحبت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

sermonize about

در مورد وعظ کردن

sermonize on

در مورد وعظ کردن

sermonize to

به وعظ کردن برای

sermonize over

در مورد وعظ کردن بر روی

sermonize against

در برابر وعظ کردن

sermonize at

در مورد وعظ کردن به

sermonize during

در حین وعظ کردن

sermonize with

با وعظ کردن با

sermonize for

برای وعظ کردن برای

sermonize frequently

به طور مکرر وعظ کردن

جملات نمونه

he tends to sermonize about the importance of honesty.

او معمولاً در مورد اهمیت صداقت وعظ می کند.

during the meeting, she sermonized on the need for teamwork.

در طول جلسه، او در مورد نیاز به کار گروهی وعظ کرد.

the teacher often sermonizes about the value of education.

معلم اغلب در مورد ارزش آموزش وعظ می کند.

he sermonized passionately about environmental issues.

او با شور و شوق در مورد مسائل زیست محیطی وعظ کرد.

she doesn't like it when he sermonizes at family gatherings.

او خوش نمی دارد وقتی او در جمع های خانوادگی وعظ می کند.

it's exhausting to listen to him sermonize every weekend.

گوش دادن به وعظ او هر آخر هفته خسته کننده است.

they often sermonize about the dangers of social media.

آنها اغلب در مورد خطرات رسانه های اجتماعی وعظ می کنند.

she has a habit of sermonizing when she feels strongly about something.

وقتی در مورد چیزی احساس قوی می کند، او عادت دارد وعظ کند.

he sermonizes as if he knows all the answers.

او وعظ می کند انگار که تمام پاسخ ها را می داند.

people often tune out when he starts to sermonize.

وقتی شروع به وعظ می کند، مردم اغلب از او دلسرد می شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید