sermonize about
در مورد وعظ کردن
sermonize on
در مورد وعظ کردن
sermonize to
به وعظ کردن برای
sermonize over
در مورد وعظ کردن بر روی
sermonize against
در برابر وعظ کردن
sermonize at
در مورد وعظ کردن به
sermonize during
در حین وعظ کردن
sermonize with
با وعظ کردن با
sermonize for
برای وعظ کردن برای
sermonize frequently
به طور مکرر وعظ کردن
he tends to sermonize about the importance of honesty.
او معمولاً در مورد اهمیت صداقت وعظ می کند.
during the meeting, she sermonized on the need for teamwork.
در طول جلسه، او در مورد نیاز به کار گروهی وعظ کرد.
the teacher often sermonizes about the value of education.
معلم اغلب در مورد ارزش آموزش وعظ می کند.
he sermonized passionately about environmental issues.
او با شور و شوق در مورد مسائل زیست محیطی وعظ کرد.
she doesn't like it when he sermonizes at family gatherings.
او خوش نمی دارد وقتی او در جمع های خانوادگی وعظ می کند.
it's exhausting to listen to him sermonize every weekend.
گوش دادن به وعظ او هر آخر هفته خسته کننده است.
they often sermonize about the dangers of social media.
آنها اغلب در مورد خطرات رسانه های اجتماعی وعظ می کنند.
she has a habit of sermonizing when she feels strongly about something.
وقتی در مورد چیزی احساس قوی می کند، او عادت دارد وعظ کند.
he sermonizes as if he knows all the answers.
او وعظ می کند انگار که تمام پاسخ ها را می داند.
people often tune out when he starts to sermonize.
وقتی شروع به وعظ می کند، مردم اغلب از او دلسرد می شوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید