propped up
نگهداشته شده
propped against
نگهداشته شده در برابر
propped open
نگهداشته شده باز
propped forward
نگهداشته شده به جلو
propped aside
نگهداشته شده کنار
propped down
نگهداشته شده پایین
propped up high
نگهداشته شده بالا
propped securely
نگهداشته شده به طور ایمن
propped neatly
نگهداشته شده مرتب
propped lightly
نگهداشته شده به آرامی
the book was propped up against the wall.
کتاب به دیوار تکیه داده شده بود.
she propped her head on her hand while thinking.
او در حالی که فکر میکرد، سرش را روی دستش تکیه داد.
the ladder was propped securely against the tree.
نردبان به طور ایمن به درخت تکیه داده شده بود.
he propped the door open with a rock.
او با یک سنگ در را باز گذاشت.
the picture was propped on the shelf for display.
عکس برای نمایش روی قفسه قرار داده شده بود.
she propped her feet up on the coffee table.
او پاهایش را روی میز قهوه قرار داد.
the sign was propped up to catch attention.
تابلو برای جلب توجه به حالت ایستاده قرار داده شده بود.
he propped his bicycle against the fence.
او دوچرخهاش را به نرده تکیه داد.
they propped the tent with sturdy poles.
آنها چادر را با میلههای محکم تکیه دادند.
the cushion was propped behind her back for support.
بالش برای حمایت از پشتش قرار داده شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید