propped

[ایالات متحده]/prɒpt/
[بریتانیا]/prɑːpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته‌ی مشارکت prop

عبارات و ترکیب‌ها

propped up

نگه‌داشته شده

propped against

نگه‌داشته شده در برابر

propped open

نگه‌داشته شده باز

propped forward

نگه‌داشته شده به جلو

propped aside

نگه‌داشته شده کنار

propped down

نگه‌داشته شده پایین

propped up high

نگه‌داشته شده بالا

propped securely

نگه‌داشته شده به طور ایمن

propped neatly

نگه‌داشته شده مرتب

propped lightly

نگه‌داشته شده به آرامی

جملات نمونه

the book was propped up against the wall.

کتاب به دیوار تکیه داده شده بود.

she propped her head on her hand while thinking.

او در حالی که فکر می‌کرد، سرش را روی دستش تکیه داد.

the ladder was propped securely against the tree.

نردبان به طور ایمن به درخت تکیه داده شده بود.

he propped the door open with a rock.

او با یک سنگ در را باز گذاشت.

the picture was propped on the shelf for display.

عکس برای نمایش روی قفسه قرار داده شده بود.

she propped her feet up on the coffee table.

او پاهایش را روی میز قهوه قرار داد.

the sign was propped up to catch attention.

تابلو برای جلب توجه به حالت ایستاده قرار داده شده بود.

he propped his bicycle against the fence.

او دوچرخه‌اش را به نرده تکیه داد.

they propped the tent with sturdy poles.

آنها چادر را با میله‌های محکم تکیه دادند.

the cushion was propped behind her back for support.

بالش برای حمایت از پشتش قرار داده شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید