leaned against
به دیوار تکیه زد
leaned over
به روبرو خم شد
leaned forward
به جلو خم شد
leaning on
تکیه دادن به
leaned back
به عقب تکیه زد
leaned heavily
به شدت تکیه زد
leaning against
به دیوار تکیه زده
leaning into
وارد شدن به
leaned out
بیرون خم شد
leaned up
خم شد
she leaned against the window, watching the rain fall.
او به پنجره تکیه کرد و به تماشای بارش باران نشست.
he leaned forward to hear her better.
او برای شنیدن بهتر او به جلو خم شد.
the old oak tree leaned precariously over the path.
درخت بلوط قدیمی به طور خطرناکی بر روی مسیر خم شده بود.
i leaned over to pick up the pen.
من خم شدم تا قلم را بردارم.
the tired traveler leaned against a wall for support.
سفرخسته برای حمایت به دیوار تکیه کرد.
she leaned into his embrace, feeling safe and warm.
او در آغوش او تکیه کرد و احساس امنیت و گرما کرد.
he leaned back in his chair, considering the offer.
او در صندلی خود عقب نشست و پیشنهاد را در نظر گرفت.
the building leaned slightly to the left due to the earthquake.
ساختمان به دلیل زلزله کمی به سمت چپ متمایل شده بود.
we leaned over the railing to watch the ships pass.
ما برای تماشای عبور کشتی ها به نرده تکیه کردیم.
she leaned in to whisper a secret.
او برای زمزمه یک راز جلو آمد.
the ladder leaned against the house.
نردبان به خانه تکیه کرده بود.
he leaned against the counter, waiting for his order.
او در حالی که منتظر سفارش خود بود به پیشخوان تکیه کرد.
leaned against
به دیوار تکیه زد
leaned over
به روبرو خم شد
leaned forward
به جلو خم شد
leaning on
تکیه دادن به
leaned back
به عقب تکیه زد
leaned heavily
به شدت تکیه زد
leaning against
به دیوار تکیه زده
leaning into
وارد شدن به
leaned out
بیرون خم شد
leaned up
خم شد
she leaned against the window, watching the rain fall.
او به پنجره تکیه کرد و به تماشای بارش باران نشست.
he leaned forward to hear her better.
او برای شنیدن بهتر او به جلو خم شد.
the old oak tree leaned precariously over the path.
درخت بلوط قدیمی به طور خطرناکی بر روی مسیر خم شده بود.
i leaned over to pick up the pen.
من خم شدم تا قلم را بردارم.
the tired traveler leaned against a wall for support.
سفرخسته برای حمایت به دیوار تکیه کرد.
she leaned into his embrace, feeling safe and warm.
او در آغوش او تکیه کرد و احساس امنیت و گرما کرد.
he leaned back in his chair, considering the offer.
او در صندلی خود عقب نشست و پیشنهاد را در نظر گرفت.
the building leaned slightly to the left due to the earthquake.
ساختمان به دلیل زلزله کمی به سمت چپ متمایل شده بود.
we leaned over the railing to watch the ships pass.
ما برای تماشای عبور کشتی ها به نرده تکیه کردیم.
she leaned in to whisper a secret.
او برای زمزمه یک راز جلو آمد.
the ladder leaned against the house.
نردبان به خانه تکیه کرده بود.
he leaned against the counter, waiting for his order.
او در حالی که منتظر سفارش خود بود به پیشخوان تکیه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید