leaned

[ایالات متحده]/[liːnd]/
[بریتانیا]/[liːnd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (past tense of lean) به سمت خم شدن یا زاویه‌دار شدن؛ تمایل داشتن؛ به کسی یا چیزی تکیه کردن؛ به جلو خم شدن؛ به وضعیت یا موقعیت خاصی قرار گرفتن.

عبارات و ترکیب‌ها

leaned against

به دیوار تکیه زد

leaned over

به روبرو خم شد

leaned forward

به جلو خم شد

leaning on

تکیه دادن به

leaned back

به عقب تکیه زد

leaned heavily

به شدت تکیه زد

leaning against

به دیوار تکیه زده

leaning into

وارد شدن به

leaned out

بیرون خم شد

leaned up

خم شد

جملات نمونه

she leaned against the window, watching the rain fall.

او به پنجره تکیه کرد و به تماشای بارش باران نشست.

he leaned forward to hear her better.

او برای شنیدن بهتر او به جلو خم شد.

the old oak tree leaned precariously over the path.

درخت بلوط قدیمی به طور خطرناکی بر روی مسیر خم شده بود.

i leaned over to pick up the pen.

من خم شدم تا قلم را بردارم.

the tired traveler leaned against a wall for support.

سفرخسته برای حمایت به دیوار تکیه کرد.

she leaned into his embrace, feeling safe and warm.

او در آغوش او تکیه کرد و احساس امنیت و گرما کرد.

he leaned back in his chair, considering the offer.

او در صندلی خود عقب نشست و پیشنهاد را در نظر گرفت.

the building leaned slightly to the left due to the earthquake.

ساختمان به دلیل زلزله کمی به سمت چپ متمایل شده بود.

we leaned over the railing to watch the ships pass.

ما برای تماشای عبور کشتی ها به نرده تکیه کردیم.

she leaned in to whisper a secret.

او برای زمزمه یک راز جلو آمد.

the ladder leaned against the house.

نردبان به خانه تکیه کرده بود.

he leaned against the counter, waiting for his order.

او در حالی که منتظر سفارش خود بود به پیشخوان تکیه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید