protuberate from
بیرون زدن از
protuberate outward
بیرون زدن به بیرون
protuberate above
بیرون زدن بالاتر از
protuberate slightly
کمی بیرون زدن
protuberate significantly
به طور قابل توجهی بیرون زدن
protuberate noticeably
به وضوح بیرون زدن
protuberate irregularly
به طور نامنظم بیرون زدن
protuberate more
بیشتر بیرون زدن
protuberate less
کمتر بیرون زدن
protuberate distinctly
به طور مشخص بیرون زدن
the tumor began to protuberate from the surface of the skin.
تومور شروع به بیرون زده کردن از سطح پوست کرد.
some rocks protuberate from the ground, creating a unique landscape.
برخی از سنگ ها از زمین بیرون زده اند و منظره ای منحصر به فرد ایجاد می کنند.
the design features protuberate elements for a modern look.
طراحی دارای عناصر بیرون زده برای ظاهری مدرن است.
insects often protuberate their bodies to intimidate predators.
حشرات اغلب بدن خود را بیرون می زنند تا شکارچیان را بترسانند.
the artist chose to protuberate the sculpture's features for emphasis.
هنرمند تصمیم گرفت ویژگی های مجسمه را برای تاکید بیرون بزند.
during the hike, we noticed some plants that protuberate from the rocky terrain.
در طول پیاده روی، متوجه برخی گیاهانی شدیم که از زمین سنگی بیرون زده اند.
the architect designed windows that protuberate from the building's facade.
معمار پنجره هایی را طراحی کرد که از نمای ساختمان بیرون زده اند.
his muscles began to protuberate after months of training.
ماهیت عضلات او پس از ماه ها تمرین شروع به بیرون زده کرد.
some fish have scales that protuberate for protection.
برخی از ماهی ها فلس هایی دارند که برای محافظت بیرون زده اند.
the geological formation caused certain areas to protuberate above sea level.
تشکیل زمین شناسی باعث شد مناطق خاصی بالاتر از سطح دریا بیرون زده شوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید