psalm

[ایالات متحده]/sɑːm/
[بریتانیا]/sɑm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سرود، آهنگ مقدس، آهنگ یا شعری مقدس که در عبادت استفاده می‌شود، به ویژه یکی از کتاب مقدس زبور.

عبارات و ترکیب‌ها

book of psalms

کتاب مزامیر

psalmody

تراویح

psalmist

مَزْمورسرای

جملات نمونه

The clergyman began droning the psalm.

روحانی شروع به زمزمه کردن مزمور کرد.

a delightful setting of Psalm 150.

یک فضای دلپذیر برای مزمور ۱۵۰

metrical translations of the Psalms.

ترجمه‌های وزنی از مزمورها

a reference to Psalm 22:18.

اشاره‌ای به مزمور ۲۲:۱۸

Psalm 118 is a hymn of thanksgiving for the wonderful deliverance that God gave His people and as such it is a fitting conclusion to the "Hallel Psalms".

مزامیر ۱۱۸ سرود سپاسگزاری برای رهایی شگفت انگیزی است که خدا به قوم خود عطا کرد و به همین دلیل، نتیجه ای مناسب برای "مزامیر حائل" است.

priests were incanting psalms round her body.

روحانیون در حال خواندن ورد بر سر بدن او بودند.

The record tells of a town meeting in the meetinghouse with psalm singing, prayer and a sermon.

سند از جلسه شهر در خانه جلسه با سرود مزمور، دعا و سخنرانی صحبت می‌کند.

David became known as the "sweet psalmist of Israel" for his skill in composing half of the psalms in Israel's hymnbook.

داوود به عنوان "مزمور شیرین اسرائیل" به دلیل مهارت او در ساختن نیمی از مزمورها در سرودنامه اسرائیل شناخته شد.

When I was a child, my Sunday school teacher who taught me the Psalms and the stories about Jesus when I was in just kindergarten, her name was Mignonne Williams, a very kind and sweet woman.

وقتی بچه بودم، معلم یکشنبه من کهPsalms و داستان‌های مربوط به عیسی را به من آموزش می‌داد، زمانی که فقط در مدرسه کودکستان بودم، اسمش میگنون ویلیامز بود، زنی بسیار مهربان و شیرین.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید