The examination was a pushover; I'm sure of all the answers.
امتحان خیلی آسان بود؛ من مطمئن هستم که به همه پاسخها میدانم.
The Incremental Load is the loading that is used to update the PAIL during the pushover analysis load incrementation procedure.
بار افزایشی بارگذاری است که برای بهروزرسانی PAIL در طول روش افزایش بار تجزیه و تحلیل هلدادن استفاده میشود.
She is such a pushover when it comes to her kids.
او در مورد بچههایش خیلی دست و پا چلفتی است.
He's a pushover for flattery.
او در برابر چاپلوسی دست و پا چلفتی است.
Don't be a pushover, stand up for yourself!
دست و پا چلفتی نباشید، از خودتان دفاع کنید!
She's always been a pushover for sweets.
او همیشه در مورد شیرینی دست و پا چلفتی بوده است.
He's a pushover when it comes to peer pressure.
او در برابر فشار همسالان دست و پا چلفتی است.
Being a pushover won't earn you respect.
دست و پا چلفتی بودن به شما احترام نخواهد داد.
She used to be a pushover until she learned to say no.
او قبلاً دست و پا چلفتی بود تا اینکه یاد گرفت نه بگوید.
He's a pushover in negotiations.
او در مذاکرات دست و پا چلفتی است.
Don't mistake her kindness for being a pushover.
مهربانی او را با دست و پا چلفتی بودن اشتباه نگیرید.
Being a pushover at work won't get you promoted.
دست و پا چلفتی بودن در محل کار باعث ارتقای شما نخواهد شد.
No one would call her a pushover.
هیچ کس او را فردی دست و پا چلفتی نمینامد.
منبع: The Economist (Summary)Pretty nice, huh? Now who's a pushover?
خیلی خوبه، مگه نه؟ حالا کی دست و پا چلفتیه؟
منبع: Friends Season 6You think I'm a pushover. Well, watch this.
فکر میکنی من دست و پا چلفتیام؟ خب، این رو ببین.
منبع: Friends Season 6These plant eaters are no pushovers. They're no...they're no pansies.
این گیاهخوارها هم دست و پا چلفتی نیستند. آنها... آنها هم مرد نیستند.
منبع: Discovery Channel: Battle of the DinosaursYeah. And I am okay with being a pushover.
بله. و من با اینکه دست و پا چلفتی باشم مشکلی ندارم.
منبع: Friends Season 6You were right, Lynette. I'm a pushover.
تو راست میگفتی، لینت. من دست و پا چلفتیام.
منبع: Desperate Housewives Season 7And maybe Rachel is a little bit of a pushover.
شاید رچل کمی دست و پا چلفتی باشد.
منبع: Friends Season 6Oh, well, I-I...I'm just kidding. They think you're a pushover, and with you here, they can get away with anything.
اوه، خب، من...من فقط شوخی کردم. آنها فکر میکنند شما دست و پا چلفتی هستید و با حضور شما، میتوانند هر کاری انجام دهند.
منبع: Modern Family - Season 08I don't know if you know this about me yet, but as an English teacher, I can be a massive pushover.
نمیدانم هنوز این را در مورد من بدانید یا نه، اما به عنوان یک معلم زبان انگلیسی، من میتوانم بسیار دست و پا چلفتی باشم.
منبع: Emma's delicious EnglishWe can tell you that Freddy is no pushover.
میتوانیم به شما بگوییم که فردی دست و پا چلفتی نیست.
منبع: World Atlas of Wondersلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید