pushtoo

[ایالات متحده]/ˈpʊʃtuː/
[بریتانیا]/ˈpʊʃtuː/

ترجمه

n. اصطلاح افغان

عبارات و ترکیب‌ها

pushtoo hard

سخت پوشتو

pushtoo far

دور پوشتو

pushtoo soon

به زودی پوشتو

pushtoo much

خیلی پوشتو

pushtoo quickly

به سرعت پوشتو

pushtoo low

پایین پوشتو

pushtoo high

بالا پوشتو

pushtoo late

تاخیر پوشتو

pushtoo early

زود پوشتو

pushtoo fast

سریع پوشتو

جملات نمونه

she decided to pushtoo her limits during the competition.

او تصمیم گرفت محدودیت‌های خود را در طول مسابقه به پیش ببرد.

he always tries to pushtoo the boundaries of creativity.

او همیشه سعی می‌کند مرزهای خلاقیت را به پیش ببرد.

they need to pushtoo their sales targets this quarter.

آنها باید اهداف فروش خود را در این فصل به پیش ببرند.

we should pushtoo for more sustainable practices in our company.

ما باید برای اجرای روش‌های پایدارتر در شرکت خود تلاش کنیم.

the coach encouraged the team to pushtoo their physical limits.

مربی تیم را تشویق کرد تا محدودیت‌های فیزیکی خود را به پیش ببرند.

to succeed, you must pushtoo your comfort zone.

برای موفقیت، شما باید منطقه امن خود را به پیش ببرید.

the project manager needs to pushtoo the deadlines for the team.

مدیر پروژه باید مهلت‌های زمانی را برای تیم به پیش ببرد.

she is always looking for ways to pushtoo her career forward.

او همیشه به دنبال راه‌هایی برای پیشبرد شغل خود است.

it's important to pushtoo for a better understanding of the issue.

مهم است که برای درک بهتر موضوع تلاش کنیم.

we should pushtoo for innovation in our products.

ما باید برای نوآوری در محصولات خود تلاش کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید