radically change
تغییر اساسی
radically different
کاملاً متفاوت
radically transform
تحول اساسی
radically improve
به طور چشمگیری بهبود
radically shift
تغییر اساسی
The health service must be radically reformed.
باید خدمات بهداشتی را به طور اساسی اصلاح کرد.
I think we may have to rethink our policies fairly radically.
به نظر من ممکن است مجبور شویم سیاستهای خود را به طور قابل توجهی مورد بازبینی قرار دهیم.
The original text has been modified so radically that it is barely recognizable.
متن اصلی به طور اساسی تغییر کرده است که به سختی قابل تشخیص است.
Government ministers are being accused of taking a leap in the dark as they prepare to radically change the education system.
وزیران دولت متهم می شوند که در حالتی ناشناخته اقدام می کنند زیرا در حال آماده شدن برای تغییر اساسی سیستم آموزشی هستند.
Radically, they want to decentralise the top-heavy system in which local politicians are in thrall to Tokyo's pork providers;
به طور رادیکال، آنها می خواهند سیستم سنگین بالای سر را غیرمتمرکز کنند، سیستمی که در آن سیاستمداران محلی در چنگال تأمین کنندگان گوشت توکیو هستند؛
The company decided to radically change its marketing strategy.
شرکت تصمیم گرفت استراتژی بازاریابی خود را به طور اساسی تغییر دهد.
She underwent a radically different hairstyle for the new year.
او برای سال جدید یک مدل موی کاملاً متفاوت را امتحان کرد.
The political landscape in the country has shifted radically in recent years.
مناظر سیاسی در این کشور در سال های اخیر به طور اساسی تغییر کرده است.
The scientist proposed a radically new approach to solving the problem.
دانشمند یک رویکرد کاملاً جدید برای حل مشکل پیشنهاد کرد.
The technology industry is constantly evolving and changing radically.
صنعت فناوری به طور مداوم در حال تحول و تغییر اساسی است.
The artist's style has evolved radically over the years.
سبک هنرمند در طول سال ها به طور اساسی تکامل یافته است.
The education system needs to be radically reformed to meet the needs of modern students.
سیستم آموزشی باید به طور اساسی اصلاح شود تا نیازهای دانش آموزان مدرن را برآورده کند.
The economic policies of the government have been radically altered in response to the crisis.
سیاست های اقتصادی دولت در پاسخ به بحران به طور اساسی تغییر کرده است.
The architecture of the city has been radically transformed by new construction projects.
معماری شهر به طور اساسی توسط پروژه های ساختمانی جدید متحول شده است.
His worldview was radically different from that of his peers.
دیدگاه او با دیدگاه همسالانش تفاوت اساسی داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید