drastically

[ایالات متحده]/ˈdræstɪkli/
[بریتانیا]/ˈdræstɪkli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور چشمگیری; به شدت

جملات نمونه

Next year’s budget will have to be drastically pruned.

بودجه سال آینده باید به طور چشمگیری کاهش یابد.

The store has drastically reduced winter coats.

فروشگاه به طور چشمگیری میزان کاپشن‌های زمستانی را کاهش داده است.

Drastically down for Muscadet ?its third short harvest in a row.

به طور چشمگیر برای موسکاد؟ سومین برداشت کوتاه متوالی.

Social work services have been cut back drastically.

خدمات مددکاری اجتماعی به طور چشمگیری کاهش یافته است.

We have managed to cut our costs quite drastically.

ما موفق شده‌ایم هزینه‌های خود را به طور قابل توجهی کاهش دهیم.

Within a year the party had drastically overhauled its structure.

در عرض یک سال، حزب به طور اساسی ساختار خود را بازسازی کرد.

"Maledict drastically reduces the damage needed to kill opponents and is an important spell to land in every fight."

"مالدیکت به طور چشمگیری میزان آسیب لازم برای کشتن دشمنان را کاهش می‌دهد و یک طلسم مهم برای استفاده در هر نبردی است."

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید