random

[ایالات متحده]/ˈrændəm/
[بریتانیا]/ˈrændəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون هدف، دلیل یا الگوی مشخص؛ ساخته شده، انجام شده، اتفاق افتاده یا انتخاب شده بدون روش یا تصمیم آگاهانه
n. بدون برنامه‌ریزی یا پیش‌تنظیم
adv. به‌طور تصادفی

عبارات و ترکیب‌ها

random selection

انتخاب تصادفی

random sampling

نمونه‌گیری تصادفی

random number

عدد تصادفی

random order

ترتیب تصادفی

at random

به طور تصادفی

random variable

متغیر تصادفی

random vibration

لرزش تصادفی

random noise

نویز تصادفی

random access

دسترسی تصادفی

random process

فرآیند تصادفی

random sample

نمونه تصادفی

random field

حوزه تصادفی

random walk

حرکت تصادفی

random error

خطای تصادفی

random signal

سیگنال تصادفی

random number generator

تولیدکننده اعداد تصادفی

random access memory

حافظه دسترسی تصادفی

simple random sampling

نمونه‌گیری تصادفی ساده

random sequence

دنباله تصادفی

random copolymer

هم‌پلیمری تصادفی

stratified random sampling

نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌بندی‌شده

جملات نمونه

took a random guess.

حدس تصادفی زد.

a random sample of 100 households.

نمونه تصادفی از 100 خانوار.

struck by a random shot;

اصابت با شلیک تصادفی;

random efforts that lack method.

تلاش‌های تصادفی که فاقد روش هستند.

a random gathering of friends and acquaintances

یک گردهمایی تصادفی از دوستان و آشنایان

random / rAndEm/ a./ad.

تصادفی / rAndEm / a./ad.

chose a card at random from the deck.

به طور تصادفی یک کارت از دسته انتخاب کرد.

random movements; a random choice.See Synonyms at chance

حرکات تصادفی؛ یک انتخاب تصادفی. برای مترادف‌ها به شانس مراجعه کنید

ShellShock and I are just joking. What you ask is impossible. You cannot predict a random number. Because if you could, it would not be a random number.

شل‌شوک و من فقط شوخی می‌کنیم. آنچه از شما می‌پرسید غیرممکن است. شما نمی‌توانید یک عدد تصادفی را پیش‌بینی کنید. زیرا اگر می‌توانستید، یک عدد تصادفی نبود.

an undigested mass of facts gathered at random

توده ای هضم نشده از حقایقی که به طور تصادفی جمع آوری شده اند

random drug testing of employees is an unwarranted invasion of privacy.

آزمایشات دارویی تصادفی کارکنان یک تهاجم غیرضروری به حریم خصوصی است.

he carries out random spot checks to keep everyone on their toes.

او بازرسی های تصادفی انجام می دهد تا همه را در حالت هوشیاری نگه دارد.

intermittent rain showers. What isoccasional happens at random and irregularly:

باران متناوب. چه اتفاقی گاهی اوقات به صورت تصادفی و نامنظم رخ می دهد:

We study problems of random fixed points of random semiclosed 1-set-contracive operator and random condensing operator, and generalize serveral theorems of Guo dajun.

ما مسائل نقاط ثابت تصادفی از عملگر منقبض کننده 1-مجموعه نیمه بسته تصادفی و عملگر متراکم کننده تصادفی را مطالعه می کنیم و چندین قضیه گو داجون را تعمیم می دهیم.

Sometime I can hear the laudatory words, sometime I can meet the random railer.

گاهی اوقات می‌توانم کلمات تحسین‌آمیز را بشنوم، گاهی اوقات می‌توانم با یک طرفدار تصادفی ملاقات کنم.

The distribution of inhomogeneous thermo-emf along the copper-iron thermoelectrode is described as a stationary ergodic random process.

توزیع ترمو-emf ناهمگن در طول ترموالکترود مس-آهن به عنوان یک فرآیند تصادفی ارگودیک ایستا توصیف می شود.

Ordinarily, random thermal jigging of the molecules prevents sound waves from behaving analogously to light quanta.

معمولاً، ارتعاش حرارتی تصادفی مولکول‌ها مانع از رفتار موج‌های صوتی به طور مشابه با کوانتای نور می‌شود.

نمونه‌های واقعی

Now, that's random and down to earth.

خب، این تصادفی و سرزمینی است.

منبع: CNN 10 Student English November 2017 Collection

Let's make this a random thought Thursday.

بیایید این را یک پنجشنبه فکر تصادفی کنیم.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

26. The grandson branded the brandy randomly.

۲۶. نوه به طور تصادفی برندى را علامت گذاری کرد.

منبع: Remember 7000 graduate exam vocabulary in 16 days.

This variation in foot placement can appear pretty random.

این تغییر در قرار گرفتن پا می تواند کاملاً تصادفی به نظر برسد.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Collection October 2014

But its common name is " random selection."

اما نام رایج آن "انتخاب تصادفی" است.

منبع: TED Talks (Video Edition) July 2018 Collection

Caves might be in more random situations.

غارها ممکن است در شرایط تصادفی‌تری قرار داشته باشند.

منبع: What it takes: Celebrity Interviews

The random module. There you go. It's right here. So random.

ماژول تصادفی. خب، اینجاست. خیلی تصادفی.

منبع: Mosh takes you to learn programming.

So that memorandum which had always seemed a bit random suddenly fell into place.

بنابراین آن یادداشت که همیشه کمی تصادفی به نظر می‌رسید، ناگهان سر جای خود قرار گرفت.

منبع: Oxford University's "The Beautiful Princess"

This is typically due to an uninhibited detrusor muscle that contracts randomly.

این معمولاً به دلیل عضله مثانه غیرمحدود که به طور تصادفی منقبض می‌شود، اتفاق می‌افتد.

منبع: Osmosis - Urinary

The Nautilus continued to wander at random.

نوتیلوس به طور تصادفی به سرگردانی خود ادامه داد.

منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید