erratic behavior
رفتار غیرقابل پیشبینی
erratic driving
رانندگی غیرقابل پیشبینی
erratic schedule
برنامه زمانی نامنظم
the erratic behaviour of the old car.
رفتار غیرقابل پیش بینی ماشین قدیمی.
the wicket was causing the occasional erratic bounce.
درگاهی، الوار باعث جهش نامنظم گاه و بیگاهی میشد.
he was let down by an erratic serve.
او دچار یک سرویس نامنظم شد.
He is a very erratic football player.
او یک بازیکن فوتبال بسیار نامنظم است.
an erratic deflection from an intended course
انحراف غیرقابل پیشبینی از مسیر مورد نظر
People say that Erratics may be rewarmed steeping in songs by Dido.
گفته میشود که Erratics ممکن است با غوطهور شدن در آهنگهای دایدو دوباره گرم شوند.
This is especially problematic when the team thinks you're an erratic, egomaniacal nutcase with little or no real world chops.
این موضوع به ویژه زمانی مشکلساز است که تیم فکر کند شما یک دیوانه نامنظم، خودشیفته و بیتجربه هستید.
Erratics ate boulders transported by glaciers and deposited some distance from their point of origin.
سنگهای نامنظم، سنگهای بزرگ که توسط یخچالها حمل شده و در فاصلهای از محل مبدا خود قرار گرفتهاند.
I would miss my loving, erratic, harebrained mother. And her new husband.
مادرم را که مهربان، نامنظم و سادهلوح است، از دست خواهم داد. و شوهر جدیدش.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید