rapaciously greedy
حرص بیش از حد
rapaciously consuming
مصرف بیش از حد
rapaciously exploiting
بهرهبرداری بیش از حد
rapaciously acquiring
کسب بیش از حد
rapaciously pursuing
دنبال کردن بیش از حد
rapaciously devouring
بلعیدن بیش از حد
rapaciously hoarding
انباشتن بیش از حد
rapaciously seizing
تصرف بیش از حد
rapaciously taking
گرفتن بیش از حد
rapaciously grasping
چنگ زدن بیش از حد
the company expanded rapaciously, acquiring smaller firms at an alarming rate.
شرکت به طرز طمعکارانه و بیرحمانهای گسترش یافت و با سرعت چشمگیری شرکتهای کوچکتر را به دست آورد.
he pursued wealth rapaciously, leaving no opportunity unexploited.
او به طرز طمعکارانه ثروت را دنبال کرد و از هیچ فرصتی استفاده نکرد.
the rapaciously hungry wolves descended upon the herd.
گله را گرگهای گرسنه و طمعکارانه محاصره کردند.
she read the book rapaciously, eager to finish it.
او کتاب را با اشتیاق و به طرز طمعکارانه خواند، مشتاق به اتمام آن.
the investors acted rapaciously, seeking to maximize their profits.
سرمایهگذاران به طرز طمعکارانه عمل کردند و به دنبال حداکثر کردن سود خود بودند.
rapaciously consuming resources, the factory caused significant environmental damage.
با مصرف طمعکارانه منابع، کارخانه آسیبهای زیستمحیطی قابل توجهی ایجاد کرد.
he rapaciously collected rare coins, driven by his passion.
او به طرز طمعکارانه سکههای کمیاب را جمعآوری کرد، تحت تأثیر اشتیاق خود.
the rapaciously competitive market forced many businesses to close.
بازار رقابتی و طمعکارانه باعث شد بسیاری از مشاغل تعطیل شوند.
she approached the negotiation rapaciously, seeking every advantage.
او مذاکرات را به طرز طمعکارانه پیش برد و به دنبال هرگونه برتری بود.
rapaciously driven by ambition, he climbed the corporate ladder.
او که به طرز طمعکارانه به دنبال جاهطلبی بود، نردبان سازمانی را بالا رفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید