avidly

[ایالات متحده]/'ævidli/
[بریتانیا]/ˈævɪdlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. با اشتیاق; با شور و شوق

جملات نمونه

She read avidly from an early age—books, magazines, anything.

او از سنین پایین با اشتیاق مطالعه می‌کرد - کتاب‌ها، مجلات، هر چیزی.

She avidly reads books on history.

او با اشتیاق کتاب‌هایی در مورد تاریخ می‌خواند.

He avidly follows the latest fashion trends.

او با اشتیاق آخرین روند‌های مد را دنبال می‌کند.

They avidly watch their favorite TV show every week.

آنها هر هفته با اشتیاق برنامه تلویزیونی مورد علاقه خود را تماشا می‌کنند.

I avidly collect vintage vinyl records.

من با اشتیاق صفحه‌های وینیل قدیمی جمع‌آوری می‌کنم.

She avidly pursues her passion for photography.

او با اشتیاق به دنبال اشتیاق خود به عکاسی است.

He avidly supports his favorite sports team.

او با اشتیاق از تیم ورزشی مورد علاقه خود حمایت می‌کند.

They avidly discuss politics and current events.

آنها با اشتیاق درباره سیاست و رویدادهای جاری بحث می‌کنند.

She avidly practices yoga to stay healthy.

او با اشتیاق یوگا را برای سالم ماندن تمرین می‌کند.

He avidly plays video games in his free time.

او با اشتیاق در اوقات فراغت بازی‌های ویدیویی انجام می‌دهد.

They avidly participate in community service activities.

آنها با اشتیاق در فعالیت‌های خدمات اجتماعی شرکت می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید