rationalizes

[ایالات متحده]/ˈræʃənəlaɪzɪz/
[بریتانیا]/ˈræʃənəlaɪzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع rationalize; بهانه‌هایی برای رفتار نادرست یا مضر
v. سوم شخص مفرد rationalize; بهانه آوردن برای رفتار نادرست یا مضر

عبارات و ترکیب‌ها

rationalizes decisions

تصمیم‌گیری‌ها را توجیه می‌کند

rationalizes behavior

رفتار را توجیه می‌کند

rationalizes actions

اقدامات را توجیه می‌کند

rationalizes choices

انتخاب‌ها را توجیه می‌کند

rationalizes thoughts

افکار را توجیه می‌کند

rationalizes mistakes

اشتباهات را توجیه می‌کند

rationalizes emotions

احساسات را توجیه می‌کند

rationalizes spending

هزینه‌ها را توجیه می‌کند

rationalizes needs

نیازها را توجیه می‌کند

rationalizes risks

ریسک‌ها را توجیه می‌کند

جملات نمونه

the manager rationalizes the budget cuts by citing economic challenges.

مدیر، کاهش بودجه را با استناد به چالش‌های اقتصادی توجیه می‌کند.

she rationalizes her late arrival with the traffic conditions.

او دیر رسیدن خود را با ترافیک توجیه می‌کند.

he rationalizes his decision to quit by saying it was for his mental health.

او تصمیم خود را برای استعفا با این ادعا که برای سلامتی روانی او بوده است، توجیه می‌کند.

they rationalize their spending habits by claiming they deserve to enjoy life.

آنها عادت‌های خرج کردن خود را با این ادعا که لایق لذت بردن از زندگی هستند، توجیه می‌کنند.

the politician rationalizes controversial policies as necessary for progress.

سیاستمدار سیاست‌های بحث‌برانگیز را به عنوان ضروری برای پیشرفت توجیه می‌کند.

she rationalizes her unhealthy eating choices by saying she is too busy to cook.

او انتخاب‌های غذایی ناسالم خود را با این ادعا که خیلی خسته است تا آشپزی کند، توجیه می‌کند.

he rationalizes his lack of exercise with a busy work schedule.

او کمبود ورزش خود را با برنامه شلوغ کاری توجیه می‌کند.

they rationalize their decision to move by saying it's for better opportunities.

آنها تصمیم خود را برای نقل مکان با این ادعا که برای فرصت‌های بهتر است، توجیه می‌کنند.

she rationalizes her procrastination by claiming she works better under pressure.

او تعلل خود را با این ادعا که تحت فشار بهتر کار می‌کند، توجیه می‌کند.

the team rationalizes their loss by pointing to injuries as a major factor.

تیم شکست خود را با اشاره به آسیب‌دیدگی به عنوان یک عامل اصلی توجیه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید