defends

[ایالات متحده]/dɪˈfɛndz/
[بریتانیا]/dɪˈfɛndz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. از آسیب یا خطر محافظت کردن؛ از یک موضع یا اقدام حمایت یا دفاع کردن؛ در یک ورزش در برابر حریف محافظت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

defends the weak

دفاع از افراد ضعیف

defends his position

دفاع از موضع خود

defends the truth

دفاع از حقیقت

defends her rights

دفاع از حقوق او

defends against attacks

دفاع در برابر حملات

defends their choice

دفاع از انتخاب آنها

defends freedom

دفاع از آزادی

defends the policy

دفاع از سیاست

defends the decision

دفاع از تصمیم

defends his actions

دفاع از اقدامات او

جملات نمونه

the lawyer defends his client in court.

وکیل از موکل خود در دادگاه دفاع می‌کند.

she defends her beliefs against criticism.

او باورهای خود را در برابر انتقادها حفظ می‌کند.

the soldier defends his country with honor.

سرباز با افتخار از کشورش دفاع می‌کند.

he defends his position during the debate.

او در طول بحث از موضع خود دفاع می‌کند.

the coach defends his team's strategy.

مربی از استراتژی تیم خود دفاع می‌کند.

the article defends the importance of education.

مقاله از اهمیت آموزش دفاع می‌کند.

she defends her right to speak freely.

او از حق خود برای صحبت آزادانه دفاع می‌کند.

the activist defends animal rights passionately.

فعال با شور و شوق از حقوق حیوانات دفاع می‌کند.

the parent defends their child's actions.

والدین از اعمال فرزند خود دفاع می‌کند.

the team defends their title in the championship.

تیم قهرمانی خود را در مسابقات قهرمانی حفظ می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید