defends the weak
دفاع از افراد ضعیف
defends his position
دفاع از موضع خود
defends the truth
دفاع از حقیقت
defends her rights
دفاع از حقوق او
defends against attacks
دفاع در برابر حملات
defends their choice
دفاع از انتخاب آنها
defends freedom
دفاع از آزادی
defends the policy
دفاع از سیاست
defends the decision
دفاع از تصمیم
defends his actions
دفاع از اقدامات او
the lawyer defends his client in court.
وکیل از موکل خود در دادگاه دفاع میکند.
she defends her beliefs against criticism.
او باورهای خود را در برابر انتقادها حفظ میکند.
the soldier defends his country with honor.
سرباز با افتخار از کشورش دفاع میکند.
he defends his position during the debate.
او در طول بحث از موضع خود دفاع میکند.
the coach defends his team's strategy.
مربی از استراتژی تیم خود دفاع میکند.
the article defends the importance of education.
مقاله از اهمیت آموزش دفاع میکند.
she defends her right to speak freely.
او از حق خود برای صحبت آزادانه دفاع میکند.
the activist defends animal rights passionately.
فعال با شور و شوق از حقوق حیوانات دفاع میکند.
the parent defends their child's actions.
والدین از اعمال فرزند خود دفاع میکند.
the team defends their title in the championship.
تیم قهرمانی خود را در مسابقات قهرمانی حفظ میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید