refresh

[ایالات متحده]/rɪˈfreʃ/
[بریتانیا]/rɪˈfreʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. بازگرداندن; تجدید کردن; تازه کردن; از بین بردن خستگی
vi. روحیه را زنده کردن; یک نوشیدنی یا تنقلات خوردن.

عبارات و ترکیب‌ها

refresh your memory

به یادآوری خاطرات خود بپردازید

refreshing beverage

نوشیدنی خنک‌کننده

refreshing break

استراحت با طراوت

refreshing shower

دوش با طراوت

refresh oneself

خود را تازه کنید

refresh rate

نرخ تازه‌سازی

جملات نمونه

refresh a ship with water

تازه کردن یک کشتی با آب

a man of refreshing candour.

مردی با صراحت دلپذیر.

a refreshing and inoffensive stimulant

یک محرک دلپذیر و بی‌ضرر

refresh oneself with a cup of tea

خود را با یک فنجان چای تازه کنید

refresh oneself with a cold shower

خود را با یک دوش سرد تازه کنید

refresh your flowers with a quick spray.

گل‌های خود را با یک اسپری سریع تازه کنید.

The host refreshed our teacups.

میزبان فنجان‌های چای ما را دوباره پر کرد.

I had a refreshing drink.

من یک نوشیدنی دلپذیر داشتم.

The water was cold and wonderfully refreshing.

آب سرد و به طرز شگفت انگیزی دلپذیر بود.

I found a refreshing absence of industrial sprawl.

من یک نبودن گسترش صنعتی دلپذیر پیدا کردم.

this approach is refreshing because it breaks down barriers.

این رویکرد دلپذیر است زیرا موانع را از بین می برد.

the shower had refreshed her.

دوش او را تازه کرده بود.

he was able to refresh her memory on many points.

او توانست خاطره او را در بسیاری از نکات تازه کند.

a lemon refresher, imbibed on a hot day.

یک نوشیدنی لیمویی، که در یک روز گرم نوشیده می شود.

refresher course on modern teaching methods

دوره باز آموزی در مورد روش های آموزش مدرن

نمونه‌های واقعی

Refresh your mind and spirit amidst the tranquil gardens of Sofuku-ji.

در میان باغ‌های آرام و با طراوت سوفوکو-جی، ذهن و روح خود را تازه کنید.

منبع: Cloud Travel Handbook

Should we do a refresh and see what happens right now?

آیا باید یک بار دیگر امتحان کنیم و ببینیم چه اتفاقی می افتد؟

منبع: Brother Wind takes you to watch movies and learn English.

Many on social media agreed with the pick, describing it as beautiful and refreshing.

بسیاری در رسانه های اجتماعی با این انتخاب موافق بودند و آن را زیبا و دلپذیر توصیف کردند.

منبع: Selected English short passages

Appropriate relaxation refreshes students and gives them enough motivation and energy to continue learning.

استراحت مناسب، دانش آموزان را تازه می کند و به آنها انگیزه و انرژی کافی برای ادامه یادگیری می بخشد.

منبع: 50 Sample Essays for English Major Level 8 Exam Memorization

In just seconds, you feel awake, energetic, and refreshed.

در عرض چند ثانیه، احساس هوشیاری، انرژی و تازگی می کنید.

منبع: Science in Life

I got to refresh! Nothing. That's cool, that's cool.

من توانستم آن را دوباره انجام دهم! هیچ چیز. باحال است، باحال است.

منبع: We Bare Bears

It refreshes me on a hot day.

در یک روز گرم، من را تازه می کند.

منبع: VOA Standard July 2015 Collection

Refresh my memory about, uh, about Hamlet.

حافظه ام را در مورد، اوه، در مورد هملت، تازه کنید.

منبع: Our Day This Season 1

Turning off the 'background refresh' setting.

خاموش کردن تنظیمات 'تازه سازی پس زمینه'.

منبع: Intermediate English short passage

Refresh. It's been ten minutes! We're running out of time.

تازه کردن. ده دقیقه گذشته است! زمان ما تمام می شود.

منبع: The Big Bang Theory Season 7

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید